ما هستیم
موجم اگر میروم ، گر نروم نیستم
جمعه 7 تیر
روز جمعه 7 تیر در اعتراض به مافیای اقتصادی و حمایت نیروی انتظامی و دفاع از تمامیت ارضی کشور در برابر ادعا های واهی کشور امارات در باره خلیج فارس و جزایر سه گانه
**
نیروی انتظامی حمایتت می کنیم
**
مافیای اقتصادی نابود باید گردد
**
مافیای اقتصادی افشا باید گردد
**
خلیج فار همیشه هیچ وقت عرب نمیشه
تهران *** مشهد *** شیراز*** اصفهان
جمعه ۷ تیر ساعت ۵ عصر
تهران: خیابان امیر آباد شمالی ( کارگر )حدفاصل بعد از کشاورز تا چهار راه فاطمی
مشهد: پارک ملت - مقابل دانشگاه فردوسی
شیراز: فلکه علم
اصفهان : چهار باغ بالا از دروازه شیراز تا سی و سه پل
ابتدا بند تنبان مديران جمهوري اسلامي را سفت كنيد
بعد به جان جوانان مملكت بيفتيد
عصبانيت آدم اما اينجا ديگر بدل به نفرت ميشود كه به اسم «امنيت اجتماعي»،اسلام و دين و صدها زهرمار ديگر هر روز طرحي نو در مياندازند و به خيابانها ميريزند،به جاي آن كه به لانههاي "عفاف و فساد" آنچناني هم سري بزنند.اگر مسوول اين طرحها اندازهي يك انسان اوليهي هم "شعور" داشت،تا به امروز ديگر بايد ميفهميد كه امنيت رواني و اجتماعي ايران را پوشش زنان و مردان ايراني بر هم نميزند،اين كه در يك شركت خصوصي فلان آقا و خانم با هم چاي بخورند،ارتباطي با نظم عمومي يك كشور ندارد همچنان كه زيبايي آدمها در خيابان نيز ميتواند تسكين دهندهي روان است نه پريشان كنندهاش.آنچه اجتماع را نگران ميكند،به رفتارهاي ناشايست ميكشاند و اعصاب و رواني باقي نميگذارد،اين پردهدريهاست،اين كثافتكاريهايي است كه مشتي فاسد در پناه قدرت انجام ميدهند و "هزينه"اش هم به پاي نسل ماست و هم به پاي تمامي سيستم حاكم.امنيت اجتماعي ممكلت را نه جوانان كه از قضا آن نسل بيجنبهاي به بازي گرفته كه اختيار شكم و زيرشكمش را ندارد و تا در جايي به قدرت ميرسد،ميخواهد انتقام "شهوت فرو خوردهي دوران جواني" را از نسل امروز ايران بگيرد.اگر هستند در نيروي انتظامي كساني كه به راستي خواستار امنيت اجتماعي هستند(كه هستند)،بايد از يك سال و اندي گذشته درس بگيرند و باور كنند كه اين راهش نيست.جامعهي ما از پوشش و آرايش جوانان خود آسيبي نميبيند چه،اين جامعه براي همين جوانان است و با هنجارهاي آنها نيز معني مييابد نه با شاخصهاي نسل گذشتهي خود،پس به اشتباه تمام انرژي و وقت و امكان و بودجهي نيروي انتظامي را صرف دگرگوني آن ميكنيد.بهراستي حيف اين همه تلاش نيست كه يك مديري در فلان گوشه در يك چشم برهم زدن شما،گند ميزند به كل اسلام و مسلمين و سپس از ته دل هم ميخندد؟
و چرا نبايد امنيت اجتماعي ادعايي شما را ريشخند كند كه زير پست شهر را رها كردهايد و به نمايش گير دادهايد؟آنقدر درگير جدال روزمره با "نسل ما" شدهايد كه آقايان به دور از چشم قانون و متولي قانون و پاسدار قانون براي "هر گهي خوردن"،آزاد و لاقيدند.باري؛فساد آرايش زنان ايراني و شكل موي مردانش نيست،كمي بو بكشيد،بوي تهوعآور آن را در جاي ديگري استشمام ميكنيد؛جايي نه خيلي دور كه در همان نزديكيهاي خودتان.
اگر كمي فكر داشتيد،اگر وجدان داشتيد،حتا اگر ميخواستيد سر به تن اين جوانان آرايش كردهي ارزش به باده نباشد،رسمش اين بود كه ابتدا اين گشتهاي ارشاد را بفرستيد به حياط خلوت بسياري از مديران كه رسمن لانهي فساد و فحشا هستند و خرج اين عياشيها را هم از جيب من و شما ميدهند.لازم بود پيش از آن كه برويد،كار و بار شركتهاي خصوصي را تهديد كنيد،سري هم ميزديد به آن اتاقهايي كه فرش پهن كردهاند تا بتوانند سر ضرب و بيفوت وقت بروند سر "اصل مطلب".بايد تاسف خورد،حتا بالاتر از تاسف دل سوزاند به حال اين «پاسدار ارزشها» كه رگ غيرتش با ديدن چند تار مو باد ميكند اما روشن نيست كه چرا چشمانش هميشه بر روي ازالهي بكارت دختران ايراني در اتاقهاي كار-خواب مديران حكومتي بسته است!؟قدرت بازويش را ميكوبد بر سر جواناني كه هميشه ساكتند و تسليم اما چو نوبت به عاليجنابان رسيد،سر خم ميكند و چون گماشتهاي از بساط عيش و نوش "شبهاي جمعه" ايشان مراقبت.
ميگويند كه نسل ما «بيغيرت» است اما باور كنيد،اگر من جاي برخي بودم كه در دو سال گذشته كليدواژهشان «امنيت اجتماعي» بوده اما امروز از ته اين امنيت اجتماعي،آن دو عضو مجلس،آن يكي سردار سابق و اين يكي معاون فرهنگي دانشگاه درآمده،بيبرو برگرد خودم را "دار" ميزدم.
توضيح لازم:من عصباني نيستم،از قضا استاديوم بودم،كلي داد زدم،تيمم برد و جام را گرفت بالاي سرش،مشكل اين است كه هيچ چيز مانند نوشتن آسودهام نميكند.
منبع : وبلاگ تريبون آزاد
همزمان سخنگوي قوه قضائيه ايران در گفتگو با خبرنگاران اعلام كرد تحقيقات مقدماتي از دو متهم اين پرونده انجام شده و تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد.
عليرضا جمشيدي اشاره اي به دو متهم پرونده نكرد، اما به نظر مي رسد منظور او حسن مددي، معاون دانشجويي دانشگاه زنجان، و دانشجوي دختري باشد كه او متهم به تلاش براي تعرض به اوست.
به گفته آقاي جمشيدي هيچ يك از دو متهم در اين مرحله بازداشت نشده اند، اما "قطعا قراري براي آنها صادر شده تا تحقيقات از آنها به عمل آيد."
خبرگزاري ايسنا از مديركل روابط عمومي وزارت علوم نقل كرده است كه معاون دانشجويي دانشگاه زنجان تعليق شده و تعليق وي تا زمان صدور راي ادامه دارد.
همچنين عليرضا نداف، رئيس دانشگاه زنجان، با حضور در جمع دانشجويان تخلف معاون خود را تاييد كرد و از خدا و دانشجويان عذر خواست. آقاي نداف گفت: "اين حادثه اي را كه در اينجا اتفاق افتاده است، تاييد مي كنم."
آقا نداف همچنين گفت اگر دانشجويان به تحصن خود خاتمه دهند و ادامه پرونده را از طريق مراجع قانوني پيگيري كنند، امتحانات اين هفته دانشگاه را لغو خواهد كرد.
شنبه شب رسانه هاي دانشجويي گزارش دادند كه دانشجويان دانشگاه زنجان معاون فرهنگي و دانشجويي اين دانشگاه به نام حسن مددي را در حال مجبور كردن يكي از دختران دانشجو به برقراري رابطه با او در اتاق كارش غافلگير كرده و از صحنه ورود به اتاق فيلمبرداري كرده اند.
همچنين گزارش شده است كه اين دختر دانشجو نيز پيش از ورود ديگر دانشجويان به اتاق صداي اين استاد را ضبط كرده است.
پس از اين واقعه دانشجويان دانشگاه زنجان شروع به تحصن كردند كه اين تحصن كماكان ادامه دارد.
اصلي ترين خواسته دانشجويان متحصن اخراج آقاي مددي و نيز استعفاي هيات رئيسه دانشگاه است.
آنها همچنين خواستار آن هستند كه هويت دختر دانشجو فاش نشود و دانشجوياني كه در اعتراضات اين روزها شركت كرده اند مورد تعقيب قانوني قرار نگيرند.
در يكي دو روز اخير بعضي از رسانه هاي نزديك به محافظه كاران تندرو در مطالبي اين احتمال را مطرح كرده بودند كه كل اين ماجرا پاپوشي براي معاون دانشگاه و بهانه اي براي ايجاد اغتشاش در دانشگاه بوده باشد.
حدود دو ماه پيش نيز دانشجويان دانشگاه سهند تبريز در اعتراض به مسائل صنفي و رفاهي از جمله آنچه هتك حرمت چند دانشجوي دختر توسط چند نفر از كارمندان حراست دانشگاه مي خواندند دست به تحصن و اعتصاب غذاي گسترده زدند.
چندي پيش اخباري نيز از تعرض يكي از ماموران حراست دانشگاه كرمانشاه به يكي از دختران دانشجو منتشر شد كه اعتراض دانشجويان اين دانشگاه را در پي داشت.
درگیریهای شدید در پارک ملت و بازداشت دست کم 50 نفر
تجمع مردمی که به دعوت یکی از تلویزیون های فارسی زبان لس آنجلس (كانال يك)، در اعتراض به موج گرانی ها در ایران، قرار بود ساعت 11 صبح جمعع ۲۴ خرداد در پارک ملت برگزار شود، با برخورد شدید نیروهای امنیتی سرکوب و حدود 50 نفر بازداشت شدند.
به گفته ی منابع خبری، ساعت 11:30 صبح دیروز جمعیتی بالغ بر 1000 نفر قصد تجمع در پارک ملت را داشتند که با برخوردهای شدید نیروهای لباس شخصی و بسیجی مواجه شدند.
به گفته ی شاهدان عینی، این نیروها که از میلگرد و زنجیر استفاده می کردند، حاضران در محل را به شدت مورد ضرب و شتم قرارمی دادند. بطوریکه دست کم 50 تن از شرکت کنندگان در این مراسم دچار جراحت های شدید از ناحیه سر و صورت شده اند.
محمد.ش یکی از حاضران در پارک ملت می گوید که تاکنون چنین خشونتی را از نیروهای امنیتی در هیچ تجمعی مشاهده نکرده است. او می گوید، " دست کم 4 زن را دیده است که با سر و صورت خونین، بازداشت شده اند."
در این حال منابع خبری گزارش می دهند، که با وجود استقرار یگان ضدشورش در مسیرهای منتهی به پارک ملت، دخالت چندانی از سوی این نیروها در مقابله با مردم صورت نگرفته و برخوردهای انجام شده از سوی نیروهای لباس شخصی بوده است.
مطابق با اصل 27 قانون اساسی" برگزاری تجمع ها و راهیپیمایی ها، به شرطی که بدون حمل سلاح بوده و مخل مبانی اسلام نباشد، آزاد است."
با افزایش ناگهانی قیمت قند و چای، در دو هفته ی گذشته موج جدید گرانی ها در ایران آغاز شده است. در طی روزهای گذشته قیمت قند و چای با افزایش 30-40 درصدی روبرو بوده است و نگرانی عمومی نسبت به افزایش بیشتر قیمت ها موجب شد که در بسیاری از مناطق تهران، این دو جنس نایاب شود.
گفتنی است از آغاز سال جدید تاکنون قیمت بسیاری از اقلام غذایی و همچنین بهداشتی نزدیک به 100% افزایش یافته است. این درحالی است که میزان افزایش حقوق کارمندان و کارگران در سال جدید نسبت به نرخ تورم، افزایش چشمگیری نداشته است.
***
حمله مزدوران رژیم به تظاهرکنندگان در پارک ملت تهران
عصرایران - به دنبال دعوت برخی شبکه های ماهواره ای از مردم برای تجمع در پارک ملت تهران در ساعت12 امروز تعدادی در این پارک تجمع کردند که با حضور ماموران انتظامی و امنیتی متفرق شدند.
مشاهدات خبرنگار عصرایران حاکی است تجمع کنندگان شعار هایی را در حمایت از عباس پالیزدار و مبارزه با مفاسد اقتصادی مطرح کردند و ماموران نیز با گاز اشک اور و شوک الکتریکی سعی در کنترل اوضاع داشتند.
هم اکنون بوی شدید گاز اشک اور در فضای اطراف پارک ملت تهران به مشام میرسد و ماموران از خودرو های عبوری می خواهند ضمن بالا بردن شیشه خودرو از توقف خودداری کنند در غیر این صورت پلاک خودرو کنده میشود!
گفته می شود از ساعت 12 تعدادی از تجمع کنندگان توسط ماموران امنیتی بازداشت شده اند.
هم اکنون اوضاع در کنترل است و تجمع کنندگان نیز متفرق شده اند اما همچنان ترافیک شدیدی در خیابان ولی عصر تهران مشاهده می شود و ماموران انتظامی و لباس شخصی نیز کنترل اوضاع را در دست دارند.
***
بازداشت شماری از مردم در پارک ملت تهران
خبرگزاري حکومتی فارس نزدیک به دولت پاسدار احمدی نژاد: "تعدادي از اراذل و اوباش پيش از ظهر امروز به دعوت شبكههاي ماهوارهاي ضد انقلاب و لس آنجلسي در مقابل پارك ملت تجمع غيرقانوني برگزار كردند. تجمعكنندگان كه پيش از ظهر امروز بدون مجوز قانوني و در مقابل پارك ملت اقدام به برگزاري تجمع كرده بودند با دخالت نيروي انتظامي و بازداشت تعدادي از اين افراد، در حال متفرق شدن هستند. برخي تجمع كنندگان درباره چگونگي اطلاع از برگزاري اين تجمع غيرقانوني گفتند كه از طريق ايميل و شبكههاي ماهوارهاي فارسي زبان بيگانه از اين تجمع مطلع شده بودند. تجمع كنندگان همچنين خواستار آزادي عباس پاليزدار متهم به برخي مسائل مالي و نشر دروغ و اكاذيب شدند."
***
تظاهرات و درگیری در شهر مشهد
گزارش دریافتی: امروز جمعه 43/3/87 تظاهرات چند هزار نفری در بولوار وکیل اباد و پارک ملت مشهد بر علیه جمهوری اسلامی برگزار شد که در ساعت یک بعداظهر در گیری شدیدی بین مردم و عمال رژیم ایجاد شد که طی ان شماری از هموطنانمان به خاک و خون کشیده شدند و تعدادی نیز دستگیر شدند.
***
صدای مردم به جان آمده خاموش نخواهد شد
ایمیل یکی از خوانندگان از تهران: خبرگزاری مزدورفارس ملت بزرگ ایران را اراذل واوباش نامید!!!! نیروهای سرکوبگر رژیم دزدان وچپاولگران ارازل واوباش هستند که زن وشوهرمیانسالی را آنچنان زده بودند که توان راه رفتن نداشتند. روزی خواهد رسید که ملت بزرگ ایران از شما مزدوران نامرد انتقام خواهند گرفت صدای مردم به جان آمده خاموش نخواهد شد. خامنه ای دیکتاتور بترس ازخشم ملت بزرگ ایران آن روز دیر نخواهد بود.


فیلم های تظاهرات در پارک ملت مشهد در اعتراض به فساد اقتصادی- 24 خرداد
http://www.youtube.com/watch?v=6xLW9ZUrxW0
http://www.youtube.com/watch?v=zwRQSGzlOJY
http://www.youtube.com/watch?v=120JZgxalzY
http://www.youtube.com/watch?v=RosGMkXA9XA
http://www.youtube.com/watch?v=oHW7Zh9_HyI
فیلم های دیگررا در لینک زیر ملاحظه کنید.
https://iranbbb.org/25293.htm
بشنو از نی چون حکایت می کند
از گرانی ها شکایت می کند
چون زبان بنده را ببریده اند
بال پرواز مرا هم چیده اند
سکه خواهم کیسه کیسه بی شمار
تا گرانی را کنم شاید مهار
هر کسی بر رخ نهد یک تپه ریش
بیمه گردد تا ابد با پشم خویش
من به هر بیچاره ای گریان شدم
یار بی چیزان و درویشان شدم
هر که آمد فتنه زد در کار من
همچو آقایان نشد غمخوار من
هان چه باید کرد ما را زور نیست
حاضریم از بهر مردن، گور نیست
مرگ ما نزدیک اما دور نیست
کس به فکر این تن رنجور نیست
هر که را پارتی نباشد، نیست باد
گشته فربه بطن آقا، نیست باد
آتش فقر است کاندر ری فتاد
ز آه مظلومان ترک در پی فتاد
مرگ بر آنکس که از ملت برید
تحت نام دین و مذهب هی چرید
چون گرانی درد جانسوزی که دید
بهر بی چیزان چنین روزی که دید
هان، تورم دیده ها خون می کند
عاقلان را پاک مجنون می کند
محرم ما اهل عیش و نوش نیست
همچو آقایان ازرق پوش نیست
پول نفت نآمد به سفره، دیر شد
مرد مستضعف ز جانش سیر شد
چونکه صبر و تاب ملت در گذشت
بر کسی دیگر نیارد او گذشت
تیغ خشم ما ببرد نای او
مشت ملت کی کند پروای او
ظالمان را نیست راه پیش و پس
خشم ملت حبس گرداند نفس
چون که دلها لخته لخته خون بود
لاجرم این گفته آتشگون بود
گوش هر کس محرم این راز نیست
جز دل شوریده کس جانباز نیست
"روزبه محسنی"
تجمع اعتراضی به شرایط سخت زندگی و افشای مافیای اقتصادی
ما هستیم
موجم اگر میروم ، گر نروم نیستم
جوانان ، زنان و مردان داخل کشور روز جمعه 24 خرداد ماه 1387 ساعت 12 ظهر در اعتراض به شرایط سخت زندگی و افزایش تصاعدی قیمت ها و مهتر از ان اعتراض به افشای مافیای اقتصادی و دست های پنهان پشت پرده اقتصادی همه به بیرون از خانه ها خواهیم امد و باردیگر فریاد میزنیم ما هستیم . قرار ما تهران پارک ملت ، مشهد فلکه ازادی
با شعار:
ضديت ايراني مافياي اقتصادي افشا بايد گردد
ما فياي اقتصادي رسوا بايد گردد
مافياي اقتصادي افشا بايد گردد
لطفا زمان و مکان این تجمع اعتراضی رو از طریق اس ام اس و یا کسانی که وبلاگ و یا سایت دارند اطلاع رسانی کنند
ایا میدانید هم اکنون که این متن را میخوانید چند خانواده ایرانی قادر به تامین حتی ضروری ترین مایحتاج زندگی خود نیستند ............؟!
مورخان معاصر بر پايه محاسبات تقويمي و نصف النهار بابل (جنوب غربي بغداد) سه روز را در ماه ژوئن (خرداد) به عنوان سالروز درگذشت اسكندر مقدوني معروف به اسكندر بزرگ به دست داده اند: يك دسته از آنان دهم ژوئن، دسته ديگر (اكثريت) غروب يازدهم ژوئن و دسته سوم (شماري كم) 13 ژوئن (23 خرداد).
بنا بر نوشته اكثريت، اسكندر 11 ژوئن در سال 323 پيش از ميلاد در بابل (جنوب غربي بغداد امروز) در 32 سالگي (يك ماه مانده به 33 ساله شدن) درگذشت. وي كه از همدان و شوش به بابل رفته بود در اين شهر دچارعارضه تب شده بود كه ديگر وي را رها نساخت.
مورخان براي مرگ زودرس اسكندر (در حقيقت اسكندر سوم) نيز سه «علت» ذكر كرده اند. گروهي از آنان مرگ او را نتيجه بيماري مالاريا كه در سفر هند به آن دچار شده بود قلمداد كرده، دسته اي ديگر نوشته اند كه كاساندر قائمقام او در مقدونيه نوعي زهر (كه باعث مرگ تدريجي مي شود) فرستاده بود تا آشپز اسكندر كه از دوستانش بود در غذاي او بريزد و اسكندر با خوردن اين غذا ظرف چند روز درگذشت و گروه ديگر مرگ او را نتيجه تب روده نوشته اند كه از همدان به آن مبتلا شده بود و پرهيز نمي كرد.
در آخرين روز حيات، هنگامي كه به زنده ماندن اسكندر اميدي نبود، ژنرالهايش از او پرسيدند كه چه كسي را به جانشيني معرفي مي كند و انتظار داشتند كه بگويد برادرش، و يا فرزندي را كه ركسانا- همسر ايراني اش- در شكم داشت، ولي اسكندر گفت كه «شايسته ترين فرد» را برگزينيد. اسكندر براي جلب دوستي ايرانيان و اين كه او را بيگانه ندانند و از بستگان خود بدانند و از پشت خنجر نزنند با سه دختر از بزرگان ايران ازدواج كرده بود ولي تنها از ركسانا (روشنك) داراي فرزند شده بود و اين فرزند كه پسر بود و نامش را اسكندر چهارم گذارده بودند پس از مرگ پدر به دنيا آمد. ركسانا دختر ساتراپ (استاندار) باكتريا (تاجيكستان و مناطق تاجيك نشين افغانستان امروز) بود. دو بانوي ايراني ديگر اسكندر يكي ستاتيرا (ستاره) دختر داريوش سوم و ديگري پريساتيس (پريسا) دختر يك شاهزاده ايراني بود. ركسانا و پسرش مدتي پس از انتقال به مقدونيه به دست كاساندر از ميان رفتند تا رقيب او نشوند.
پس از فوت اسكندر، ژنرالهايش بر سر انتخاب «يک جانشين واحد» به توافق نرسيدند و متصرفات او را ميان خود قسمت كردند. در خاك اصلي ايران، نفوذ جانشينان اسكندر اندك بود، زيرا اسكندر هر شهري را كه در ايران فتح مي كرد، اداره امور آن را به يك ايراني و يا فرماندار قبلي همان شهر مي سپرد. وي با توجه به خصال و منش نيكوي ايرانيان، افسران خود را تشويق به ازدواج با دختران ايراني كرده بود.
اسكندر كه ارسطو معلم سرخانه او بود و در 20 سالگي بر جاي پدر نشسته بود كه علاوه بر مقدونيه، بر يونانيان حكومت داشت، در صدد بسط فلسفه يونان به سراسر جهان برآمد و به نام آزادكردن يونانيان آناتولي (تركيه امروز) از سلطه ايران، با 30 هزار پياده و پنج هزار سوار به شرق لشكر كشيد و در سال 334 پيش از ميلاد قدم به آناتولي گذارد و ضمن سه جنگ بر ايران كه 15 برابر او نيرو داشت پيروز آمد. وي ضمن جنگهايش با ايران، مصر را گرفت و بندر اسكندريه را در آنجا ساخت. در شمال خاوري تا سمرقند و در آسياي جنوبي تا هند پيش رفت. سپس به بابل بازگشت تا خود را براي اكتشافات جغرافيايي در درياهاي دور آماده سازد كه درگذشت.
تاخت و تاز اسکندر در شرق ده سال و چند ماه طول كشيد. از كارهاي بد او ويران ساختن بزرگترين و با شكوه ترين ساختمان عهد باستان و مظهر عظمت و پيشرفت ايرانيان، تخت جمشيد، بود.
علت پيروزي اسکندر را بر شاه وقت ايران (داريوش سوم)، رواج فساد در دربار هخامنشي پس از قتل اردشير سوم و انتصاب مديران نالايق و استفاده از سرباز مزدور خارجي براي دفاع از ايران و ترسو و مردد بودن داريوش سوم- شاه وقت- نوشته اند.
هگل (مورخ ـ فيلسوف آلماني) از اصحاب فلسفه تاريخ ضمن مقايسه دوره هاي تاريخي ايران ابراز عقيده كرده است كه هر دوره و دودمان پس از گسترش فساد دولتي، عاديشدن بي توجهي به قانون، ضابطه و رسوم، ضعف قضايي و ضعف شخصيت سران دولت و درگيري داخلي (دروني) آنان بر سر قدرت پايان يافته است
اردشير پاپكان بنيادگذار دودمان ساسانيان يازدهم ژوئن (مصادف با 21 خرداد) در سال 226 ميلادي سكه زرين «شعله جاويدان» را پول ملي (سراسري) ايران اعلام داشت و به جريان گذارد.
وي اين سكه را در سال 224 ميلادي در «پارس» به عنوان واحد پول رايج در محل ضرب كرده بود. بر يك روي اين سكه كه نمونه هاي آن در موزه ها موجود است نقش «شعله جاويدان» حك شده است كه در ظرفي روي ستوني قرار داده شده و زبانه مي كشد. با اين اقدام، اردشير توجه ويژه خود را به آيين زرتشت كه بر رعايت اخلاقيات و درستي و مهرباني كردن تاكيد داشته نشان داد و آن را با سياست (حكومت) درهم آميخت كه چهار قرن ادامه داشت. يكي شدن دين و دولت در ايران پس از ساسانيان، در دوران بوئيان، صفويان و زمان معاصر تجديد شده است. به نظر مورخان مطرح در سطح جهان، اين روش ايرانيان (يكي ساختن دين و دولت)، هربار عامل تقويت و احياء ناسيوناليسم ايراني، اقتدار و نيرومندي ايران و بكار افتادن استعداد و خلاقيت ايراني شده است.
اردشير قبلا در همان سال (226 ميلادي) در محل هرمزگان (نزديك بهبهان امروز) و در جريان جنگ داخلي ايرانيان با وارد ساختن شكست نهايي بر اردوان پنجم آخرين شاه دودمان اشكاني ايران به عمر حكومت 475 ساله اشكانيان پايان داده بود.
اردشير حكمران پارس (مركب از استان هاي جنوبي ايران آن زمان از جمله سپاهان و كرمان) و پاسبان آتش مقدس در اين منطقه، حكومت اردوان را به فساد داخلي و ابراز ضعف در برابر روميان متهم كرده بود و پرچم نجات وطن را بر دوش گرفته بود. اردشير پس از برانداختن اشكانيان، برخلاف تصور همگان پايتخت را از تيسفون (مدائن- نزديك بغداد) به استخر (شيراز) و يا شهر مورد علاقه اش كرمان منتقل نكرد. عباسيان هم كه تحت تأثير فرهنگ و ايده هاي سياسي ايرانيان بودند در سال 762 ميلادي بغداد را که يک دهکده و درختستان بود به صورت شهري بزرگ در آوردند و پايتخت خلافت اسلامي خود قرار دادند. واژه بغداد پارسي است (بغ – داد و بغ به معناي خدا است). شهر تيسفون پايتخت اشكانيان و ساسانيان در سال 637 ميلادي به تصرف عرب درآمد.
تفكر و رفتار اردشير سبب ظهور ناسيوناليسم ايراني شد و ايران در پرتو همين ناسيوناليسم ويژه، در دوران حكومت شاپور يکم پسر اردشير با سه بار در هم كوبيدن امپراتوري روم، اسيركردن «والرين» امپراتور اين كشور و تحقير روميان و خراج گزار كردن آنان، بار ديگر تنها ابرقدرت جهان شد. اين ناسيوناليسم پس از ساسانيان نيز چندبار خود نمايي كرده و جلوه ها و محصولات خود را بر جاي گذارده است از جمله در زمان زياريان، بوئيان، فردوسي، و ....
كامل ترين روايت از افشاگريهاي دكتر پاليزدار در همدان
دكتر عباس پاليزدار، رئيس امور زيربنايي مركز پژوهشهاي مجلس روز شنبه 14 ارديبهشت 87 در جمع دانشجويان همداني دست به افشاي پشت پرده ي مفاسد اقتصادي كشور زد.
عباس پاليزدار كه از او به عنوان مشاور كميسيون اقتصادي مجلس نيز ياد مي شود، با بيان چگونگي دستيابي به پرونده هاي كلان مفاسد اقتصادي گفت: پس از انكه براي تحقيق و تفحص از قوه قضائيه ،در سازمان بازرسي مستقر شديم ،پرونده هاي بسياري را مطالبه كرديم اما قوه قضائيه اصل پرونده ها را به ما تحويل نمي داد، تا اينكه توانستيم به كدهايي دست يابيم و با رقمي بالغ بر 120 پرونده برخورد كرديم كه به پرونده هاي كلان مفاسد اقتصادي مرتبط بود .
وي ادامه مي دهد، با تمام كارشكني ها بالاخره توانستيم پرونده ها را بدست بياوريم و ببينيم در كشور چه فجايعي اتفاق افتاده، وقتي مطالعه كردم روزها و هفته ها از موضوعات مطرح شده در پرونده خوابم نمي برد.
دبير كميته تحقيق وتفحص قوه قضائيه در جمع دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا به پرونده هايي كه وي و گروه تحقيق و تفحص بررسي كرده اند، پرداخت و گفت: يك آقايي آمد گفت يك پسر معلول جسمي دارم و مي خواهم يك موسسه توانبخشي بسازم كه پسرم هم در دل همان موسسه زير نظر خودم باشد. موسسه را ثبت كردند. بعد آمد گفت كه اقا من ساپورت مالي مي خواهم، نظام به ما براي اين اقدام كمك كند. گفتند چه كمكي؟ ايشان گفت فلان معدن، سنگ مرمر دهبيد فارس را بدهيد به ما![دهبيد بهترين معدن سنگ مرمردنيا و از منابع انفال جمهوري اسلامي ايران است]. بالاخره اين اقدام انجام شد و معدن به ايشان واگذار شد. بعد از چند وقت گفت اين كافي نيست! فلان معدن در زنجان را هم به من واگذار كنيد و تا به حال اين آقا كه از علماست و مردم پشت سرش هم نماز مي خوانند ،چهار معدن را به بهانه ساپورت يك موسسه توانبخشي تصاحب كرده!
در اين زمان دانشجويان با اصرار فراوان از پاليزدار خواستند كه وي نام اين اين شخص را بگويد. پاليزدار سرانجام تسليم دانشجويان شد و گفت: آيت الله امامي كاشاني، استاد اخلاق و نمي دانم چه و چه كه امام جمعه موقت تهران است.
نامزد "ياران احمدي نژاد"[پس از آنكه ائتلاف رايحه خوش خدمت يا حاميان رئيس جمهور به سه دسته منشعب شدند، پاليزدار به گروه ياران احمدي نژاد پيوست] در انتخابات شوراي شهر تهران ، در ادامه افزود: رفتيم جلوتر ديديم ، يك دانشكده اي را از مقام معظم رهبري اجازه تاسيس اش را گرفتند. آمدند نزد مقام معظم رهبري گفتند كه مي خواهيم يك دانشگاه علوم قضايي براي خواهران بسازيم در قم. با اين توضيح كه خواهران، به كارهاي قضايي [اعم از بازجويي و بازپرسي و غيره] بانوان برسند. آقا هم استقبال كردند و مجوز تاسيس دانشكده را به اين عده دادند.
بلافاصله بعد از مجوز رفتند سراغ ساپورت مالي، نامه نوشتند به آقاي نعمت زاده [وزير صنايع دولت هاشمي رفسنجاني] مقام فعلي وزارت نفت كه محبت فرماييد براي تاسيس دانشكده قضايي خواهران، كارخانه لاستيك دنا! را كارشناسي كنيد جهت اين دانشكده! از آنجا كه موسسين دانشكده در دستگاه قضايي دخيل بودند، كارشناسان دادگستري ترسيدند و رقم كارشناسي كارخانه را 126 ميليارد تومان اعلام كردند، تا خوش بحال موسسين دانشكده شود. در حالي كه قيمت واقعي ان بيش از 600 ميليارد بود. تازه 126 ميليارد شامل ويلاهاي شمال، زمين هاي شيراز، پول نقد حساب كارخانه در بانك نمي شد. بعد دوباره همان آقا نامه نوشتند به نعمت زاده كه محبت فرموده و تخفيف منظور فرماييد. آقاي نعمت زاده هم كه از ارث پدريش مي بخشيد نوشت 50 درصد تخفيف!
دوباره نوشتند محبت فرموده تخفيف ديگري منظور فرماييد! خلاصه بعد از 5 بار نامه نگاري براي گرفتن تخفيف، قيمت را از 126 ميليارد به 10 ميليارد و 300 ميليون رساندند. بعد دوباره همان آقا نوشتند كه ما امكان پرداخت اين پول را نداريم، نعمت زاده نوشت كه 80 درصدش را به اقساط بلند مدت و 20 درصدش را هم نقدي بپردازد، باز گفتند 2 ميليارد هم نداريم نقد بدهيم! ما بررسي كرديم ديديم انبارهاي شركت دنا، به اندازه كافي محصول دارد! 8-9 ماه مهلت مي خواهيم تا اجناس انبار را بفروشيم و 2 ميليارد را بدهيم! نعمت زاده قبول كرد و نوشت سفته اي 9 ماهه به ما بدهيد. دوباره گفتند پول هم نداريم سفته بخريم! نعمت زاده هم نامه نوشت براي محمدتقي بانكي، رئيس وقت سازمان صنايع ملي ايران، مبني بر اينكه 23 ميليون تومان از صندوق برداشت كنيد، سفته بخريد، بدهيد به آيت الله فلاني و فلاني امضا كنند و كارخانه را تحويل ايشان بدهيد.
بعد از چند وقت هم ديديم كه كارخانه در بورس مطرح شد و فروخته شد به پشت پرده هايي كه اين ها را هدايت مي كنند. كساني مثل گنجي [منظور اكبر گنجي، فعالي سياسي نيست.] صاحب كارخانه مهرام، صاحب تمام كارخانه هاي شركت سرمايه گذاري بانك ملت، صاحب سرمايه گذاري هاي بانك صادرات است و ... اين آيت اللهي كه مي خواستم نام شان را عرض كنم كه براي يك دانشكده درخواست يك كارخانه كردند، اين شخص آيت الله يزدي رئيس سابق قوه قضاييه [محمد يزدي در زمان رياست بر قوه قضائيه اين اقدام را انجام داد] دبير فعلي جامعه روحانيت مبارز، و آقاي محمد علي شرعي نماينده مجلس خبرگان از قم بودند.
مجددا آيت الله يزدي نامه نوشت؛ آقاي فروزش، حميدمان بيكار است، ترتيبي اتخاذ فرماييد تا از جنگل هاي شمال، جهت صادرات چوب بهره مند گردد! همان زمان آقاي حميد يزدي مديركل حوزه رياست قوه قضائيه بود! اين كار هم انجام شد و جنگل هاي شمال به تاراج رفت. بعد رفتند مردم بومي شمال را كه حالا شايد به اندازه هيزمشان چوب انبار كرده بودند بازداشت كردند كه باعث شلوغي جلوي بازداشتگاه در شمال شد. كسي پرونده را به مردم لو داده بود، و گفته بود آقاي حميد يزدي چوب هاي جنگل هاي شمال را مي برند. خانواده شهدا اعتراض كردند، ما نمي توانيم براي نيازمان چوب برداريم اما اقاي يزدي مي تواند صادر كند؟ ديدند قضيه در حال لو رفتن است، بازداشت شدگان را آزاد كردند.
اين ها اسنادش هست، همين جا، اگر لازم شد نشان مي دهيم،چون دوستان وزارت اطلاعات گفتند اسناد محرمانه را چرا به مردم نشان داديد.
عباس پاليزدار، دبير و سخنگوي سابق خانه صنعتكاران، با بيان اينكه هر كارخانه ماشين سازي يك سري از ماشين هاي توليدي اش بر اثر رعايت نكردن مسائل فني و ايمني دچار مشكلي يا شكستگي جك ها، نقص در بدنه و شيشه و همچنين خط خوردگي مي شوند،[خودروهاي كارشناسي شده] اظهار داشت: كارخانه هاي ماشين سازي موظفند اين ماشين ها را با قيمت پايين و به صورت مزايده به مردم واگذار كنند اما غروي و مديران قبلي ايران خودرو اين كار را انجام نمي دادند و اين ماشين ها را در اختيار دوستان خود قرار مي دادند.
وي كه مقالات با ارزشي از جمله رهبري و رفتارهاي سازماني؛ ناگفته هاي مديريت؛ عدم تحليل درست شرايط زماني و مكاني كشور؛ انقلاب اقتصادي ، درمان اقتصاد بيمار و فلج كشور؛ مشكلات توليدكنندگان با سيستم بانكي را به رشته تحرير در آورده، در ادامه اضافه كرد: ايران خودرو در اقدامي به تمام كاركنان قوه قضاييه يك دستگاه ماشين صفر كيلومتر را به عنوان ماشين كارشناسي شده تحويل داد، كارخانه ايران خوردو بدون هيچ ضابطه اي به قضات قوه قضاييه ماشين پرشيا به نصف قيمت داد و بقيه اش را هم به اقساط كه خيلي كه ماشين به نامشان شد اين قسط را هم نپرداختند. اما همين بذل و بخشش باعث شد صداي خيلي ها در بيايد.
مثلا يكباره بنيادي به نام بنياد نهج البلاغه آمد گفت كه اقا ما هم 500 تا ماشين با اين تسهيلات مي خواهيم. دوباره چند وقت بعد گفتند 517 خودروي ديگر نيز مي خواهيم، حالا فكر مي كنيد چه كسان اعضاي اين بنياد نهج البلاغه هستند؟ آقايان علي اكبر ناطق نوري، رفيق دوست ،عسگر اولادي، حسين دين پرور، معزي.
بعد از اين ماجرا باشگاه پرسپوليس به سرپرستي عابديني 2 هزار خودرو مي گيرد.و بنيادي به نام "همگرايي انديشه" هم صدايشان در آمد كه آقا ما هم از اين ماشين ها مي خواهيم. لازم به گفتن است كه بنياد “همگرايي انديشه” متعلق به حجت الاسلام فلاحيان وزير اسبق اطلاعات و ايت الله علم الهدي [امام جمعه بسيار معتقد و نگران اسلام مشهد] است. تعاوني وزارت كشور 2000 دستگاه، تعاوني صنايع وزارت دفاع فلان قدر، موشك كروز فلان قدر، يك ليست 20-30 عنوانه، ماشين دريافت مي كنند اما به اسم كارشناسي، اما در واقع غير از تعدادي از سري اول همه ماشين هاي صفر كيلومتر سالم.
شروع با ماشين كارشناسي بود اما بعد ماشين هاي صفر كيلومتر را دادند به آقايان. ماشين پرشيايي 17 ميليوني را با بهاي 8-9 ميليون تومان مي دادند به آقايان از دم قسط، آن ها هم چون ماشين به نام شان شده بود، چند قسط را پرداخت مي كردند و مابقي را بيخيال مي شدند.
اما ماجرا كجا مشخص شد؟ بالاخره اين ماشين هاي كارشناسي شده، كه طبق مدارك بايد فروخته مي شد و در واقع ماشين صفر كيلومتر جاي ان تحويل داده شده بود، بايد فكري به حال شان مي شد. چون طبق اسناد اينها يعني ماشين هاي كارشناسي را به نصف قيمت داده بودند و نمي توانستند بگويند كه ماشين كارشناسي داريم. آمدند ماشين خراب و كارشناسي شده را بعنوان صفر دادند به مردم. شما حتما بين نزديكانتان كساني را مي شناسيد كه خودروي صفر تحويل گرفتند اما هنوز راه نرفته كه مشكل پيدا مي كند، داخلش درب و داغان است، خط خوردگي دارد و مواردي از اين قبيل.
رئيس دفتر ادبي ،مدير فروش وقت ايران خودرو، در سازمان بازرسي اعتراف كرد كه ادبي به من گفت ماشيني را ببرم بدهم به آقاي ايكس از معاونين سازمان بازرسي، براي اينكه ماشين جز موارد كارشناسي شده به حساب آيد، يك برف پاك كن اش را بشكنم و يك برف پاك كن سالم بگذارم در ماشين!
ببينيد با مردم چگونه بازي مي كنند. مردم صدايشان درامد. صاحبان 1300 خودرو دنبال مطالباتشان رفتند. رفتند شكايت سازمان بازرسي، سازمان بازرسي هم گفت اي بابا اين همان پرونده اي است كه ما خودمان گند زديم. نه مي توانيم باز كنيم پرونده را نه ببنديم. بدليل شاكيان زياد( 1300-1400 نفر)، مجبور شدند پرونده را ادامه بدهند، پرونده را مي برند جلو، همه چيز رو مي شود، مسئولين ايران خودرو ميايند مي گويند به چه كساني تحويل داديم و پرونده ماست مالي مي شود.
پاليزدار تاكيد كرد: من در مقابل شهيد باكري ها، همت ها، زين الدين ها مديونم و نمي توانم سكوت كنم.
پاليزدار در بخش ديگري از سخنان اش با بيان اينكه رئيس جمهور در برخورد با مفاسد اقتصادي با هيچ كس تعارف ندارد اظهار داشت: وقتي گزارشهايي مبني بر تخلف برادر ريس جمهور به عنوان بازرس ويژه به رئيس جمهور مي رسد ،احمدي نژاد فوراً او را بر كنار مي كند كه بعداً مشخص مي شود اين گزارشها بي پايه و اساس بوده است كه اين اقدام رئيس جمهور مي تواند امتياز بزرگي براي ملت ايران باشد.
وي گفت : مورد ديگر، دوازده معدن بزرگ در خراسان متعلق به آيت الله واعظ طبسي است و پرونده المكاسب هم كه مربوط به آقازاده واعظ طبسي است.
پاليزدار كه با سؤال هاي متعدد دانشجويان در خصوص بيشترين مفاسد اقتصادي كشور و اينكه چه كساني در اين رابطه دخيل هستند مواجه شد، گفت: اگر بخواهم فقط چند پرونده كوچك مفاسد اقتصادي را بگويم آنوقت مي بينيد كه چه مصيبتي كشور را گرفته كه داد رهبر راهم درآورده است.
وي ادامه داد: وقتي طي 16 سال گذشته پرونده هايي از مفاسد اقتصادي بررسي شد و مديران به دادگاه معرفي شده و دادگاه حكم 5 ريال 10 ريال براي متهمان داده، مي فهميد چه مصيبتي بر سر كشور آمده است.[بخش مشترك در سخنراني دانشگاه همدان و شيراز در هفتم خردادماه]
پاليزدار با بيان اينكه بيشترين مفاسد اقتصادي طي 16 سال گذشته صورت گرفته است اظهار داشت: نمي خواهم بگويم، قبل از آن وجود نداشته، اما در اين 16 سال سرعت بيشتري به خود گرفته است. اين افراد فاسد كه عمدتاً از سران هستند يك شبكه فاميلي مفاسد اقتصادي درست كرده اند كه متلاشي كردن و پاره كردن اين مفاسد بسيار سخت است.
وي ادامه داد: متأسفانه در دولت نهم هم افرادي به عنوان مفسد وجود دارند كه آنقدر قدرت دارند كه از دست احمدي نژاد هم كاري ساخته نيست.
شما نگاه كنيد، كه اقاي احمدي نژاد چقدر جلوي پايش سنگ اندازي مي شود، راست مي گويد يك نخ را بكشيد صداي خيلي ها در ميايد، اينقدر اينها قوي هستند كه بسادگي نمي توان حريف آنان شد و واقعا كمك مردمي مي طلبد.
وي سپس اشاره كرد، الان تلويزيون مرا همراهي نمي كند، اما در زمان خاتمي بنا به دلايل سياسي، تلويزيون همراهي مي كرد.
وي گفت: يك برنامه اي به نام "تا انتها" در بحث قاچاق كالا و ارز در شبكه خبر اجرا مي شد كه من بعنوان كارشناس در آن شركت داشتم. ده جلسه برنامه بود، 4 جلسه اش هيچكس جرأت نكرد بيايد جواب بدهد. تا اينكه بالاخره آقاي قاليباف، بهرامي از وزارت بازرگاني و معاون گمرك آمدند و جواب هايي هم دادند.
در يكي از برنامه ها كه مربوط به قاچاق كالا در فرودگاه پيام بود، مدام معاون گمرك مي گفت، آقاي عين ت [عباس تقي زاده بچه شابدوالعظيم] يكي از سرشاخه هاي اصلي است، كه با او برخورد نمي شود، مدام نام اين آقاي عين ت را مي اورد. كه هنوز آزاد است. قبل از جلسه بهشتيان ،معاون گمرك ،به من گفت كه آقاي عين ت با ماشين پاترول امده در دژباني را شكسته وارد شده و نگهبانان را هم كتك زده و كالاهايش را از گمرك تحويل گرفته، من چگونه با همچين فردي كه پشتش آقاي ناطق نوري است برخورد كنم؟ اگر به اين موارد نمي پردازيد و بحث را كارشناسي ادامه مي دهيد و به من گير نمي دهيد، من در برنامه تلويزيوني شركت مي كنم، من هم به او گفتم باشه! من چيزي نمي گويم. تا برنامه اغاز شد گفتم شما خودتان قبل از برنامه درباره آقاي عباس تقي زاده چنين گفتيد. اين آقاي تقي زاده 1100 پرونده دارد. فرداي ان روز قاليباف امد گفت مژده اي براي شما دارم، تقي زاده را شبانه بازداشت كرديم. البته سركاري ديگه!
وي سپس به موضوع قاچاق سيگار اشاره كرد، كه چگونه 40 ميليارد نخ سيگار قاچاق در آن مقطع وارد كشور مي شد، و تصريح كرد: كارخانه جات كشور در سيستان، تهران و رشت عليرغم اينكه مي توانستند 51 ميليارد نخ سيگار نياز كشور را توليد كنند اما ابلاغ رسمي داشتند كه 14 ميليارد نخ توليد كنند، كه همان را هم توليد نمي كردند و 10 ميليارد نخ توليد مي كردند. توتون ايران كه يكي از بهترين توتون ها بود مي فروختيم تا با توتون ويرجينيا مخلوط شود و بقولي خوشمزه ترين سيگارها در خارج توليد شود و دوباره ما آن ها را وارد كنيم. ما مي توانستيم توتون ويرجينيا را با قردادهاي مشخص وارد كنيم و اين سيگار را خودمان توليد كنيم. اگر خودمان توليد مي كرديم 15000 شغل ايجاد مي شد. همين الان كه واردات قانوني شده و البته توليد نيز افزايش پيدا نكرده، بين 15 تا 20 ميليارد نخ سيگار قاچاق وارد مي شد. قاچاقچي هاي ان هم مشخص هستند.
در بحث مواد مخدر نيز همينطور است، مدام مي گويند يك تن اين طرف مرز و فلان قدر در كجا گرفته ايم! چيزي در حدود 100 تن در روز مواد مخدر در كشور توزيع مي شود، يك كيلو و دو كيلو نيست. من اين موضوعات را به مسئولين وقت ستاد مبارزه با مواد مخدر آقاي زرگر و سردار ابو در برنامه تلويزيوني گفتگوي ويژه خبري گفتم، كه روزي در كشور بالغ بر 100 تن مواد مخدر توزيع مي شود، شما چه فكر كرده ايد درباره مردم، فكر كرديد مردم نمي فهمند چه كسي اين ها را وارد مي كند؟ در همان مقطع اين تجارت 18000 ميليارد تومان منافع سوداگران را تامين مي كرد. يعني نزديك 16 درصد توليد ناخالص داخلي كشور، همان موقع گفتم آن وقت اين عدد، رقمي است كه توي متكا يا ساك بريزند و جابه جا كنند؟! طبيعتا بايد بريزند در حساب بانك هاي كشور، يعني شما متوجه نمي شويد اين مقدار پول را چه كسي در بانك ها واريز مي كند و چه كسي برداشت مي كند؟ كه آقايان در پاسخ زدند به صحراي كربلا، كه حيدري مجري برنامه گفت، اينها كه شما مي گوييد پاسخ آقاي پاليزدار نيست! كه پاسخي هم ندادند.
جلسه بعدي من نبودم، امدند گفتند اصلا 100 تن مواد مخدر در افغانستان توليد نمي شود، آقاي پاليزدار اشتباه كرده، من سريعا با دفتر گفت و گوي ويژه خبري تماس گرفتم، خواستم بروم روي خط جواب بدهم، گفتند به ما گفته شده كه قضيه را ماست مالي كنيم!
وي تأكيد كرد: از هر زاويه اي بخواهيم به مفاسد اقتصادي بنگريم مصيبت بيشتري را خواهيم ديد و نگراني تان افزوده تر خواهد شد.
پاليزدار در پاسخ به سئوالي دربارۀ سفر پوتين به ايران و رژيم حقوقي درياي خزر، اين سفر را يك سفر سياسي خواند و اظهار داشت: در اين سفر هيچ گونه معامله در خصوص درياي خزر صورت نگرفت فقط روسيه در رابطه با سپر موشكي آمريكا در يكي از كشورهاي اروپايي از ايران كمك مي خواست.
پاليزدار در خصوص تغيير دانش جعفري گفت: دانش جعفري يكي از مهمترين قولهايي كه به رئيس جمهوري، داد حذف ربا از اقتصاد كشور بود و گفته بود كه شرايط را به سمتي پيش مي برم كه ربا حذف شود اما نه تنها اين كاررا نكرد اصلاً به دنبال اين مسئله هم نبود لذا رئيس جمهوري به گفته خودش در سه سوت دانش جعفري را بر كنار كرد. همان موقع هم رئيس ستاد آقاي احمدي نژاد گفتند كه دانش جعفري اين كاره نيست. عملكرد دانش جعفري و همكاران وي نشان مي دهد كه آن ها به سمتي كه قرار بود ،نرفتند.
وي سپس به سازمان برنامه اشاره كرده، و بعد از بر شمردن وظايف سازمان برنامه و بودجه تصريح كرد: دليل اينكه آقاي احمدي نژاد سازمان برنامه و بودجه را از شكل قبلي اش خارج كرد، آن بود كه سازمان برنامه غير از سياستگذاري متولي توزيع پول هم شده بود و در توزيع پول با مديران وزارت خانه ها معامله مي كردند ، مثلا فلاني را بگذاريد مدير، تا ما بودجه وزارت خانه تان را تاييد كنيم، و مواردي از اين دست، كه باعث مي شد بودجه در موعد مقرر به برنامه هاي اجرايي تزريق نشود و كاري هم در كشور انجام نشود، سازمان برنامه خودش يك مافيا شده بود. حركت احمدي نژاد مفيد بود و در آينده مشخص خواهد شد. سياستگذاري ها هنوز در دست سازمان برنامه است اما توزيع بودجه در دست استانداري هاست.
وي اقدام رئيس جمهور را در تغيير وضعيت سازمان برنامه ريزي ستود و گفت: با توجه به اينكه اين سازمان كارش تقسيم و توزيع بودجه شده بود لذا به وظيفه اش به درستي عمل نمي كرد و با دستگاه هاي اجرايي با پست و مقام معامله مي كرد، كه ديگر اين اتفاق نمي افتد.
پاليزدار سپس در پاسخ به اين پرسش كه آقاي جنتي چطور؟ گفت: من اطلاعات مستندي در مورد ايشان ندارم، چيزهاي شنيده ام اما پرونده اي نديده ام، بنابراين نمي توانم حرفي بزنم چون از صحت آن اطلاعي ندارم.
پاليزدار سپس در پاسخ به سئوال مشكوك بودن فوت وزير دادگستري، وزير سابق راه و فرماندهان سپاه گفت:فوت وزير دادگستري در جاده ي تهران قم يك حادثه طبيعي بود. كريمي راد[وزير دادگستري فقيد] از جمله كساني بود كه در مبارزه با مفاسد جدي بود اما در بعضي موارد خيلي زياده روي مي كرد به طوري كه در قضيه معدن خاك سرخ جزيره هرمز بدون دليل استخراج از معدن را متوقف كرد به خاطر اينكه اعلام شده بود اين معدن وابسته به آيت الله خزعلي است كه مشخص شد چنين چيزي در كار نيست.
وي درباره سقوط هواپيماي شهيد حاج احمد كاظمي [فرمانده فقيد نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي] نيز گفت: اين پرونده را من بررسي نكرده ام و اطلاعاتي در اين زمينه ندارم، اما اسناد سقوط ياك 40، همان هواپيمايي كه مرحوم دادمان [وزير راه و ترابري زمان خاتمي] و تعدادي از نمايندگان مجلس در آن حضور داشتند، را بررسي كرده ام. سقوط ياك 40 به تعبير كارشناسان عمدي بود، دليل عمدي بودن آن، اين بود كه خلبان اين هواپيما روسي بود، و طبق قانون بين المللي يعني ماده 6 قانون شيكاگو اين خلبان به دليل اينكه در مسير پروازي مذكور تا به حال نه كمك خلبان بوده و نه ناظر پرواز، مجاز به پرواز كردن نبود، اما به او فشار مي آورند كه پرواز كند. [خلبان روسي هم اعلام مي كند كه طبق قانون من مجاز نيستم اين هواپيما را هدايت كنم.] همچنين خلبان در مورد نقص فني هواپيما هشدار مي دهد، اما اصرار مي شود كه پرواز كنيد، باز تيم پروازي بدي وضع هوا را متذكر مي شود كه باز به فشار مي آورند كه هواپيما بايد پرواز كند، كه سرانجام به سقوط ختم شد. اما نمي دانم در مورد شهيد كاظمي با توجه به شكننده بودن ايشان بايد بگويم آري يا نه. اطلاعي ندارم.
وي در مورد مافياي شكر گفت، اجازه بدهيد اخرش را نگويم، اما معاونش شخصي به نام آقاي مدلل هست كه داماد يكي از علماي اعلام هست و پايين دست تر از او آقاي محمدرضا يوسفي بود كه الان در زندان است. فقط نكته اي را بگويم، ان هم اينكه چقدر پول اينها به جيب ريختند كه حاضر بودند با ريختن 700 ميليارد تومان به حساب دولت پرونده مختومه بشود. در يك مورد كارخانه قندي كه در كرج اين آقا خريد، مبلغ پرداختي، قيمت ده درصد عيار باغات سيب كرج هم نمي شود. حالا حساب كنيد ماشين آلات، مواد اوليه و خود زمين و...
پاليزدار در پاسخ به اين سئوال كه چرا از خانواده هاشمي نامي نمي بريد، گفت: يادم رفته بود، الان مي گويم؛موضوع آقاي هاشمي خودش به تنهايي يك جلسه براي بررسي وقت مي خواهد. آنقدر مفاسد اقتصادي اين خانواده زياد است كه اصلاً قابل گفتن نيست .اما يكي از مفاسد اقتصادي اين خانواده اينكه ميلياردها دلار از محل عدم پرداخت عوارض به دولت براي واردات خودروي دِوو درآمد كسب كردند. قانون اين بود كه هركسي تنها بتواند 20 درصد خودرو يا قطعات خودرو را بدون پرداخت عوارض مي تواند وارد كند. چنانچه بيشتر وارد شود بايد عوارض 135-140 درصدي پرداخت شود. خانواده آقاي هاشمي آمدند با استفاده از خلاء قانوني گفتند حسن مي تواند 20 درصد وارد كند، خب مابقي 20 درصد ها را حسين و بيژن و هوشنگ مي توانند وارد كنند، بدون پرداخت عوارض. 5 تا 20 درصد هم مي شود 100 درصد. ميليارد ها دلار از طريق عدم پرداخت عوارض به دولت ،منافع بردند. اين تنها يكي از موارد بود كه به خانواده آقاي هاشمي بر مي گردد.
وي ادامه داد: يك سوم جزيره كيش، پارك جنگلي در شمال را هم بايد از ديگر مفاسد اقتصادي خانواده هاشمي دانست.
وي تصريح كرد: در حال حاضر اسطبل اسب هاي فائزه خانم، دختر آقاي هاشمي فقط روزي 100 هزار تومان پول هندوانه هايي است كه براي اسب هايش مصرف مي شود. و شركت چند ميلياردي نفتي اين خانواده به همراه عمه خانم يعني خواهر آقاي هاشمي در كانادا را هم ديگر كه قابل گفتن نيست.
وي سپس گفت: كدام را بگويم، هر كدام را بگويم مشمئز كننده و ناراحت كننده است.
پاليزدار تأكيد كرد: آنقدر سطح جسارت اين خانواده بالا رفته كه رسماً خطا مي كنند. حالا مي خواد خطاي مالي باشه يا خطاي اخلاقي.
وي ادامه داد: مهدي هاشمي كه در سازمان مديريت بهينه سازي سوخت مديريت مي كرد با استخدام زيباترين و خوشگل ترين دختران از آنها چه بهره هايي برد و چه سوء استفاده هايي كه نكرد و بعداً از طريق يكي از بانواني كه مورد سوء استفاده قرار گرفته بود و در دوره آقاي احمدي نژاد شكايت كرد و فيلمي كه از اتاق او كشف شد عمق كثيف كاري هاي او را مشخص كرد.
آنچنان كه اميد مالكي يكي از دانشجويان حاضر در اين نشست مي گويد؛ پاليزدار همچنين در خصوص پرونده شهرام جزايري سخناني گفته است، وي به نقل از پاليزدار مي گويد: پرونده شهرام جزايري هم مانند هزاران پرونده مفاسد اقتصادي ديگر است ولي چون شهرام جزايري اسامي يك سري مفسدا اقتصادي و افراد وابسته را اعلام كرده بود، مورد ضرب قرار گرفت چرا كه منافع بسياري از علما و سران را به خطر انداخت.
وي همچنين با اشاره به تخلفات و مفاسد اقتصادي خانواده لاريجاني تصريح كرد: چه كسي آقاي لاريجاني را به عنوان اصلح معرفي كرده كه حالا مي خواهند او را رئيس مجلس هم بكنند.[اين بخش را هيچ يك از حضار در دانشگاه همدان، از پاليزدار در زمان سخنراني اش نشنيده است. برخي آن را دروغ مي پندارند مانند اغلب حضار و انجمن جامعه اسلامي دانشگاه همدان و برخي ديگر مي گويند او بعد از سخنراني اين مطلب را بصورت خصوصي به برخي از حضار گفته است.اما دانشجويان دانشكده حقوق شيراز تاكيد مي كنند در سخنراني هفتم خرداد اين سخنان نيز گفته شده است.]
مالكي بر اساس شنيده هايش مي گويد؛ پاليزدار در بخشي ديگري از سخنان خود اشاره كرد: آقاي علي المهدي [امام جمعه مشهد] و فلاحيان [وزير اطلاعات سابق] طي چند مرحله ماشين هاي فراواني را دريافت مي كنند و وقتي كه ماجرا مشخص مي شود، وزير صنايع سابق مورد مواخذه قرار مي گيرد و دادگاه براي او حكم شلاق و يك سال زندان را در نظر مي گيرد.
گفتني است اين 3 بخش، همان ضمائمي است كه ميان آن اختلاف وجود دارد. اما به صراحت مي توان گفت اين سخنان در دانشگاه شيراز ايراد شده است. حراست دانشگاه بر اين امر تاكيد كرده اما مسئولين برگزار كننده آن را تكذيب مي كنند. لازم به ذكر است در فيلم نيز اين بخش ها مشاهده نمي شود، اما با توجه به اينكه فيلم در بسياري از دقايق مونتاژ ضعيفي شده به نظر مي رسد كه حذفياتي نيز در اين فيلم وجود داشته باشد.
اين جلسه تبعات بسياري داشت، بر اساس راي هيئت نظارت دانشگاه بوعلي سيناي همدان، كليه فعاليتهاي جامعه اسلامي دانشجويان اين دانشگاه به مدت 3 ماه متوقف شد.
در متن نامهاي كه به امضاي اردشير خزائي رئيس دانشگاه بوعلي سينا و رئيس هيئت نظارت بر تشكلهاي اسلامي دانشگاهيان در اين دانشگاه براي جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه بوعلي سيناي همدان ارسال شده، آمده است: احتراما با استناد به جلسه مورخ 1/3/87 هيئت نظارت و هيئت منصفه دانشگاه با حضور دبير و نمايندگان محترم آن تشكل در خصوص رسيدگي به تخلف صورت گرفته بدين وسيله راي هيات نظارت بر اساس ماده 18 آئيننامه تشكلها به شرح زير ابلاغ مي گردد: "كليه فعاليتهاي جامعه اسلامي دانشجويان به مدت 3 ماه متوقف ميگردد." بديهي است كه زمان اجراي راي با لحاظ 10 روز مهلت اعتراض، طبق مواد آئيننامه تشكلها مصوب جلسه 449 شوراي عالي انقلاب فرهنگي مورخ 6/7/87 قابل اجرا خواهد بود.
عبدالله مرادي دبير سابق جامعه اسلامي دانشجويان كه مسئوليت را به آرانينژاد تحويل داده ، با اشاره به سخنراني عباس پاليزار با موضوع «گزارشي از پروندههاي مفاسد اقتصادي» در 14 ارديبهشت در اين دانشگاه، اظهار داشت كه حراست دانشگاه گزارشي را از اين جلسه ارائه كرده كه بر اساس آن از 44 نفر و از جمله 9 روحاني در پروندههاي مفاسد اقتصادي نام برده ميشود.
وي در ادامه بخشي از گزارش حراست دانشگاه را غيرواقعي دانست و افزود: رئيس دانشگاه به ما گفت كه بر اساس درخواست وزير علوم و گزارش حراست، شما را خواستيم تا ابهاماتي را برطرف كنيم، به همين خاطر ما نامهاي به وزير علوم نوشته و شكايت رسمي ايشان را مطالبه كرديم.
اما مسئولين قوه قضائيه و هيئت تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضائيه پاسخ درستي به پرسش ها نمي دهند، برخي مي گويند؛ عباس پاليزدار مدتي را با هيئت تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضائيه همكاري ميكرده، برخي ديگر حرفهاي او مبني بر دبيري اين هيئت را تاييد مي كنند.
همچنان گفته مي شود كه يك هفته پس از اين ماجرا ، سي دي اين نشست لو رفته و در دسترس مردم همدان قرار گرفته، كه مي توان با كمي پرس و جو از سي دي فروشي هاي غير مجاز ان را تهيه كرد.
از سوي ديگر گفته مي شود هيئت موتلفه، بشدت دنبال پيگيري اين موضوع است. گفته مي شود به دليل اينكه اتهامات وارده از سوي پاليزدار هنوز اثبات نشده، وي تحت تعقيب قضايي قرار خواهد گرفت. يك مقام دادگستري همدان امروز ظهر در گفت و گو با من گفت: هنوز كسي از وي شكايت نكرده ولي گمان مي كنم با انتشار اين خبرها، از وي شكايت كنند. دادگستري تهران از ثبت شكايت در اين خصوص اظهار بي اطلاعي كرد.
منبع:ایرانیان انگلستان
خبرنامه امیرکبیر: مقاومت دانشجویان دانشگاه تربیت معلم به نتیجه رسیده و دانشگاه تمامی خواسته های دانشجویان را پذیرفت. روزگذشته در حالی نماینده وزارت علوم به دانشگاه تربیت معلم آمده تا با همراهی مسئولین دانشگاه با نمایندگان دانشجویان متحصن تربیت معلم مذاکره کنند که یازده روز از شروع تحصن دانشجویان می گذشت.
در این مذاکرات که از صبح روز گذشته تا ساعت ۱۰ شب ادامه داشت دانشجویان با تمامی خواسته های خود رسیدند. برکناری معاونت دانشجویی دانشگاه، برکناری معاونت فرهنگی دانشگاه، عذرخواهی کتبی مسئول حراست دانشگاه که خانواده های دانشجویان را تهدید کرده بود، استاندارد سازی خوابگاهها، بهبود کیفیت غذا و رعایت بهداشت، بازگرداندن سالن مطالعه مرکزی به دانشجویان، عدم احضار دانشجویان متحصن به کمیته انضباطی و تعویق امتحانات پایان ترم خواسته های دانشجویان تربیت معلم بود.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، مسئولین دانشگاه ۶ مورد از خواسته های دانشجویان را تا عصر روز گذشته پذیرفتند ولی از پذیرش خواسته تعویق امتحانات و لغو احکام انضباطی خودداری می کردند که در نهایت جلسه دانشجویان بدون رسیدن به توافق نهایی در ساعت ۶ بعد از ظهر به پایان رسید و دانشجویان گفتند به تحصن خود ادامه خواهند داد. در نهایت در ساعت ۱۰ شب گذشته دانشگاه خواسته تعویق امتحانات را نیز پذیرفته و امتحانات پایان ترم تا یکشنبه هفته آینده به تعویق افتاد. همچنین رئیس دانشگاه که به هیچ وجه حاضر به پذیرش لغو احکام انضباطی صادر شده برای ۸ دانشجو نبود، سرانجام مجبور به تسلیم در برابر خواسته دانشجویان شد و احکام انضباطی این دانشجویان نیز لغو شد. از صبح روز گذشته نیز ارتباط تلفن همراه تا محدوده چند کیلومتری دانشگاه تربیت معلم قطع شده بود.
لازم به یادآوری است تحصن گسترده دانشجویان تربیت معلم که با حضور بیش از ۳۵۰۰ دانشجوی طی روزهای متوالی و همراه با اعتصاب غذای بیش از ۱۲۰ دانشجو برگزار شد از روز شنبه هفته گذشته آغاز شده بود. امروز تریبون آزاد پایانی این تجمع برگزار خواهد شد.
هزاران بار مرا سوخت
حریق حادثه تا مرز خاکستر
ولی ما نسل سیمرغیم
که از خاکستر خود می گشاید پر
طلوع تازه ی سیمرغ در راه است
همین فردا که می آید
سحر پایان تاریکیست و
این دیری نمی پاید
بغض ما و ظلم ظلمت
ماندنی نبوده و نیست
تا شکفتن تا رسیدن
یک قدم یک لحظه کافیست
مهدی عربشاهی، دبیر سیاسی دفتر تحکیم: پیروزی دانشجویان تربیت معلم، پیروزی برای جنبش دانشجویی است
خبرنامه امیرکبیر: مهدی عربشاهی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، با ابراز خرسندی از به نتیجه رسیدن اعتراضات دانشجویان دانشگاه تربیت معلم، پیروزی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم را پیروزی کلیت جنبش دانشجویی دانست و این مسئله را به تمام دانشجویان، خصوصا دانشجویان تربیت معلم، تبریک گفت.
دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت در گفت و گو با خبرنامه امیرکبیر ضمن ستایش از مقاومت شجاعانه دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران گفت: ماجرای دانشگاه تربیت معلم چند پیام داشت. پیام این ماجرا برای دانشجویان این بود که با مقاومت و همبستگی، هر خواسته به حقی دست یافتنی است. ما در جریان اعتراضات دانشجویان دانشگاه تربیت معلم از یک سو شاهد مقاومت و ایستادگی جمع کثیری از دانشجویان این دانشگاه بودیم، و از سوی دیگر، علیرغم آن که اکثر دانشگاه ها به خاطر امتحانات پایان ترم حالت نیمه تعطیل پیدا کرده اند، شاهد همبستگی کم نظیر دانشجویان دیگر دانشگاه ها با دانشجویان تربیت معلم بودیم، که آن ایستادگی و این همبستگی در نهایت به نتیجه مطلوب رسید، که نمونه این تجربه را ما در مقاطع مختلف، مانند حوادث دانشگاه بابل در فروردین ۸۶، داشته ایم. لذا می توان این پیروزی را پیروزی جنبش دانشجویی دانست.
عربشاهی با بیان این که این ماجرا درس هایی برای مدیران دانشگاه ها، وزارت علوم و دولت نهم نیز داشت، افزود: سوء مدیریت و سیاست های غلط وزارت علوم کار را به آن جا رسانده که دانشگاه هایی که همواره از آرامش خاصی برخوردار بودند، در چند ماه اخیر صحنه شدیدترین و طولانی ترین اعتراض ها هستند، که از این جمله می توان دانشگاه های اصفهان، شیراز، سهند، کرمان، تربیت معلم و… را نام برد. آن ها تصور می کردند با برخورد حذفی و سرکوب شدید دانشگاه های رادیکال تر مانند علامه، امیرکبیر، همدان، سبزوار و… می توانند صدای اعتراض دانشجویان را خاموش کنند ولی نه تنها صدای اعتراض خاموش نشد، بلکه فراگیر شد.
مهدی عربشاهی در ادامه با اشاره به سوء مدیریت مدیران انتصابی دانشگاه ها، مهم ترین و فوری ترین مطالبات دانشجویان را مطالبات صنفی دانست و گفت: مشکلات صنفی که دغدغه ای فراگیر و بسیار مهم است باید در حال حاضر در صدر مطالبات دانشجویان قرار گیرد. دانشجویان با معضلات عدیده صنفی دست و پنجه نرم می کنند، که یکی از بزرگترین این معضلات، ستاره دار کردن دانشجویان منتقد و محروم کردن آن ها از حق مسلم تحصیل است. جنبش دانشجویی باید با تمام توان مقابل این عملکرد ناجوانمردانه دولت ایستادگی کند. در همین راستا شورای تهران دفتر تحکیم تصمیم گرفت تا کمیته ای برای دفاع از حق تحصیل تشکیل داده و این مسئله را به صورت جدی پیگیری کند.
عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم در پایان ضمن انتقاد نسبت به افرادی که از هیچ حادثه و اتفاقی، حتی اعتراضات صنفی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم، جهت تسویه حساب شخصی با رقبای خود رویگردان نیستند، خاطرنشان کرد: افراد فعال در این زمینه بهتر است مسائل حقوق بشری و دانشجویی را به اغراض شخصی و اختلافات سیاسی آلوده نکنند. ما، با حفظ چارچوب ها و خط قرمزهای خود، از هیچ ابزاری جهت مطرح کردن صدای دادخواهی دانشجویان مظلوم ایران زمین رویگردان نیستیم
فعالان حقوق بشر در ایران خبر دادند که محمد فدایی و بهنود شجاعی پس از طی نمودن پروسه پرابهام و پرتناقض قضائی خود و محکوم شدن به مرگ توسط دادگاههای نوجوانان و علیرغم تلاشهای تشکلات حقوق بشری برای نجات جان آنان جهت اجرای حکم اعدام در تاریخ چهارشنبه مورخه ۲۲/۳/۸۷ ساعاتی قبل از زندان رجایی شهر کرج به سلولهای انفرادی واحد ۲۴۰ زندان اوین منتقل شدند. محکومین به مرگ طبق قاعده از ۴۸ ساعت قبل از اعدام در اینگونه سلولها نگهداری میشوند.
همچنین کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر خبر دادند سعید جزی، محمد فدایی و بهنود شجاعی، سه نوجوان محکوم به اعدام، از زندان رجایی شهر کرج به قرنطینه زندان اوین انتقال یافته و قرار است ساعت ۴ صبح روز چهارشنبه، به محل اجرای حکم اعدام برده شوند.
تاریخ اجرای حکم اعدام این سه نوجوان، که در سنین زیر ۱۸ سال مرتکب جرم شده اند، از سوی دادگاه روز ۲۲ خردادماه مقرر شده است.
قرار است عده ای از فعالان حقوق بشر و وکلای پیگیر در این زمینه، فردا با حضور در برابر زندان اوین ضمن اعتراض به صدور و اجرای حکم اعدام برای افراد زیر ۱۸ سال که مطابق با اسناد بین المللی “کودک” محسوب می شوند، خواهان توقف اجرای حکم این سه محکوم شوند.
در همین زمینه:
نامه وکیل نوجوان در آستانه اعدام؛ به کدامین قانون بهنود می بایست اعدام شود؟
از طریق نشریات و افراد مختلفی شنیدم که موکلم به نام بهنود شجاعی سحرگاه چهارشنبه درزندان اوین به دار آویخته می شود ولی تاکنون اجرای احکام دادسرای امور جنایی به سرپرستی آقای حشمت الله جابری که مجری اجرای حکم قصاص نفس بهنود شجاعی است علیرغم اینکه طبق بند ح ماده ۷ آیین نامه نحوه اجرای احکام قصاص، رجم، قتل، صلیب، اعدام و شلاق که در اجرای ماده ۲۹۳ قانون آیین دادرسی کیفری به تصویب ریاست محترم قوه قضاییه رسیده، موظف است حداقل ۴۸ ساعت قبل از زمان اجرای حکم مراتب را به وکیل محکوم علیه اعلام کند، تاکنون احضاریه ای جهت زمان اجرای حکم به اینجانب نداده اند.
ولی صرفنظر از این موضوع مهم واقعا چرا بهنود و امثال بهنود که در سن زیر ۱۸ سال مرتکب عملی شده اند که نتیجه آن سلب حیات دیگری است می بایست اعدام شوند به ضرص قاطع می گویم که اگر بهنود شجاعی قصاص شود چون حکم صادره علیه وی بر خلاف قانون و ناعادلانه بوده است در حق بهنود و امثال وی بی عدالتی روا گشته و این عمل مصداق بارز نقض حقوق بشر محسوب می گردد . بهنود ندانسته و نخواسته مرتکب عملی کشنده شده و واقعا خود با توجه به اینکه یک ضربه آنهم باشیشه به بدن مقتول وارد کرده در صورتیکه دو ضربه در بدن مقتول مشاهده شده، نمی داند قاتل واقعی است و احتمال این را می دهد که پای کس دیگری در میان باشد و دست تقدیر او را به پای چوبه دار هدایت کرده و چند روز دیگر در صورت عدم رضایت اولیاء دم مقتول، به سوی مادرش که در ۱۳ سالگی او را از دست داده می رود بهنود تمام درهای پیش روی خود را بسته دیده و با خدای خود راز و نیاز می کند او می گوید:
« خداوندا همه تو را می خوانند و همه از تو یاری می خواهند. هرکس تورا به نوعی صدا می کند و از تو یاری می خواهد. اکنون که در این دار بلا گرفتار شدم و به گذشته خود چشم می اندازم، میبینم که به غیر از عبادت و اطاعت تو همه کار کردم. به این می اندیشم که پدرم کارگر ساده بوده و با نان کارگری ما را بزرگ کرده اما باز قدر آن پدر بزرگوار را ندانستم. به این می اندیشم که مادر بزرگم محیط خانه را با محبت خود گرم و لطیف نگه می داشت اما من قدر آن مادر بزرگ را ندانستم.
ای خدا تو خود می دانی که من اکنون نادم و پشیمانم، اما چه کنم که کارم بسیار بد و ناپسند بوده و فقط از تو طلب مغفرت و آمرزش دارم و می دانم تو بهترین بخشنده ای.
خدایا از تو می خواهم که این بار سنگین گناه که از طاقت من خارج است از دوشم برداری و من را از جمله توابین و نادمین قرار دهی و راه راست را به من نشان دهی.
بار الها این مطالب که اکنون در این اوراق می آورم تو خود می دانی که از اعماق وجودم سرچشمه گرفته، و امیدوارم که این حس پشیمانی در من بماند تا تو مرا ببخشی.
همیشه در خلوت به این فکر می کنیم که چرا اینکار را باید من انجام می دادم من هم کمی تلاش می کردم تو خود از کرمت به من عطا می کردی، اگر از راه صدق از تو می خواستم قطعاً تو مرا یاری می کردی، اگر دست نیازبه سوی تو دراز می کردم تو از کران بی نهایت خود عطا می کردی.
اما چه کنم غافل شدم، ندانستم. اما چه کنم که عقل را به دست چشم ظاهر دادم، این از بچگی و کم خردی من بود.
گوش درون را از صدای حق فرو بستم و زبان حقگو را در کام نگه داشتم و دست را به کاری وا داشتم و پا را در راهی گذاشتم که غیر از خرابی دنیا و ویران آخرت و ناخرسندی والدین خود هیچ به همراه نداشت و تو خود می دانی که چقدر پشیمانم.
ای کاش آنروز در زندگیم نبود؛ ای کاش پایم می شکست و گام در آن راه ویران نمی گذاشتم.
ای کاش دستم می شکست و در اینکار یاریم نمی کرد ای کاش چشمم کور می شد و این روزها را نمی دید. و ای کاش گوشم کر میشد و هیچ سرزنشی را نمی شنیدم، که عذاب این دنیا را می توان تحمل کرد اما عذاب آخرت بسیار سخت و دردناکتر است.
امان از وجدانم که نمی توانم در آن زمان کجا بود. نمی دانم در آن لحظه به کدام دیار بود و در پی چه بود که غفلت توانست مرا با خود همراه کند و از راه به در برد. و بعد از آن حادثه دوبار وجدان خود را نمایان کرده که دیگر کار از کار گذشته بود. دیگر هیچ نمی توان کرد اما وجدان آمده و در هر لحظه مرا سرزنش می کند که به عذابی همراه من است.
دیگر زندگی یعنی رنج، و جوانی از پیری درمانده برایم بدتر شده و سلامت جسم مانند طاعون همراهم است. که اینها نعمتهای خداوند بود اما خودم با دستانم همه را خراب کردم.
چه کردم که عذاب دوزخ برایم دشوارتر شده.
چه باری بر دوشم آمده که از توانم خارج است در این عذاب نمی دانم با چه کسی باید صحبت کنم، و این درد که سوهان روح و روانم شده را با چه کسی تقسیم کنم. خدایا تو خود از همه چیز با خبری و همه چیز را می دانی اینها از سرشت پاکم نشأت گرفته.
بغض گلویم را می فشارد، و بی اختیار اشک چشمانم را نمناک می کند دستانم می لرزد و پاهایم سست می شود، و با دستانم سرم را می گیرم و از زانوانم کمک می گیرم که سنگینی سرم را تحمل کند.
هنوز با گذشت زمان نمی توانم به آن فکر کنم که چه کار قبیحی را مرتکب شده ام و نمی توانم قبول کنم این کار من است.
هنوز لرزه بر اندامم می افتد که وقتی آن لحظه جلوی چشمانم می آید.
سردی این زندان مرا بیچاره کرد.
آن پدر مهربان که هر وقت مشکلی برایم به وجود می آمد می رفتم کنارش و سر به شانه هایش می گذاشتم و با او درد دل می کردم و او نیز دستی به سرم می کشید و مرا آرام می کرد.
با دست خود خاک بر سرم کردم.
یک لحظه سیاه عمرم را تباه کرد که اگر تو نبخشی فنا خواهد شد.
بگذار به تو بگویم اللهم اغفرلی کل ذنب اذنبته
با این کار آینده را نیز خراب کردم که دیگر آباد کردن آن محال است.
خدایا کمکم کن.
این افکار از هر عذابی برایم بدتر است و مانند سایه سیاه همراهم است، خدایا چه کنم به کجا پناه ببرم و از که یاری بخواهم. « خدایا مرا رها کن »
قلبم مالامال از درد و غم است. زبانم دیگر نمی چرخد و به تنهایی پناه برده ام که این بیشتر عذابم میدهد.
خنده در وجودم مرده شادی با من بیگانه شده و از من فراری است هرچه سعی می کنم حتی یک لبخند کوچک بر لبانم جاری شود …. نمی توانم.
اینها همه از عمل نسنجیده و کودکانه خودم بوده.
خداوندا محبت بی پایان تو کو که همان محبتی که از طریق پدر به من ارزانی داشتی همان محبتی که از چشمانش آنرا می دیدم که آن نیز برایم آرزو شده.
خدایا دیگر نمی توانم.
مگر خود نگفتی که هرکس پشیمان به سوی تو بیاید و از تو یاری بخواهد و توبه کند تو کمکش می کنی؟
مگر نگفتی که اگر هر جوانی با حالت پشیمان به سوی تو بیاید و اشکان چشمش را برای تو هدیه بیاورد و دل شکسته داشته باشد تو در دل شکسته او خانه خواهی داشت، و هدیه او را قبول خواهی کرد.
بار خدایا مرا ببخش.
خدایا مگر نگفتید هر چه می خواهید از من بخواهید و فقط مرا صدا بزنید تا به کمک شما بیایم.
خدایا صدایم را بشنو و دردم را دوا کن و این بار گران را از دوشم بردار.
یا ارحم الراحمین.
تو که قاضی الحاجاتی پس حاجتم را نزد تو می آورم و تو خود حاجت روایم کن.
خدایا دستم را به سوی تو دراز می کنم و از تو یاری می خواهم و دستم را بگیر و یاریم کن و به من توفیق جبران کردن همه خطاها را عطا کن که این فقط از تو بر می آید.
یا رب العالمین
آمین یا ارحم الراحمین.»
بهنود از بنده خدا بریده و به خدا پناه می آورد ولی چرا او محمد فدایی، بهنام زارع و سعید جزی می بایست در عنفوان جوانی اعدام شوند گناه آنان ناخردی، غرور، بی عقلی، کودکی، فقد شعور فکری و غیره بود ولی آیا مجازات این گناهان مرگ است. شاید دو روز دیگر بهنود در این جهان نباشد ولی حال که زنده است عاجزانه می خواهد که به وی کمک شود و متاسفانه دستگاه قضایی علیرغم اینکه می تواند جلوی اجرای حکم بهنود و دیگر کسانی که در زیر ۱۸ سال مرتکب جرم شده اند را بگیرد پا در یک کفش کرده که حتما می بایست در روز ۲۲ خرداد اعدام شود؟؟!!
در آخر برای آنکه اثبات کنم اعدام اطفال زیر ۱۸ سال بر خلاف قانون وناعادلانه است حاضرم با هر مخالفی به خصوص مسئولین قوه قضاییه با حضور خبرنگاران مناظره کنم تا شاید راهی باشد برای نجات جان این نوجوانان.
محمد مصطفایی وکیل بهنود شجاعی و ۲۰ نوجوان در انتظار اعدام
فعالان حقوق بشر در ایران
خبرنامه امیرکبیر
سيد ابراهيم نبوي
خبرهاي هفته(طنـــــــــــــــــــز)
با سلام، اينجانب عل اصغر از دگولس پرس، خبرهاي ايران و جهان و كشورهاي ديگر و مكزيك و اروپا و لندن و شهرستان را به سمع و عمل شما ميرساند.
بهاييان قاتل شيخ فضلالله نوري دستگير شدند
به دنبال انفجار شيراز كه مستقيماً توسط آمريكا صورت گرفت و منجر به دستگيري گروهي از هموطنان بهايي شد، وزارت اطلاعات و امور خفن اعلام كرد: عامل انفجار هفتم تير ۲۹ سال پيش كه قاتلين آن تا كنون چند بار اعدام شدهاند، سه تن بهايي بودند كه در تهران دستگير شدند.
همچنين وزارت اطلاعات و امور خفن به نقل از وزارت مسكن و شهربازي، اعلام كرد كه عامل اصلي انفجار قطار باري در نيشابور كه پنج سال قبل صورت گرفت، بهاييان بودند كه به همين دليل چهار بهايي در قائمشهر دستگير شدند.
از سوي ديگر اداره اطلاعات ويلاشهر اصفهان، سه نفر ديگر از بهاييان ساكن اين ويلاشهر را به اتهام شركت در قتل شيخ فضلالله نوري دستگير كرد و در خانه آنها اسنادي كشف كرد كه نشان ميداد آنان در ربودن امام موسي صدر و آتش زدن سينما ركس آبادان و ترور شهيد آيت و لو دادن ميرزا رضاي كرماني دست داشتهاند.
همچنين هفت بهايي ديگر نيز در ساير شهرهاي كشور دستگير شدند كه در حال حاضر سه نفر از محققان تاريخشناس و دو نفر متخصص عمليات انفجاري مشغول مطالعات تاريخي شيميايي براي پيدا كردن انفجارهاي مناسبي هستند كه توسط اين افراد بايد در گذشته انجام شده باشد.
آگاهان پيشبيني كردند كه تا دو هفته ديگر بهاييان بيشتري دستگير و تا چهار هفته ديگر تمام آنان آزاد شده و در عوض تعدادي از دراويش يا مسيحيان دستگير خواهند شد.
وزارت اطلاعات اعلام كرد با هوشياري تمام مشغول كارهايي است كه هيچ نيازي به هوشياري ندارد.
زارعي رفت، رادان هست ...
با اعلام مرحله جديد طرح امنيت اجتماعي، نيروي انتظامي اتومبيلهايي را كه سرنشينان آن بدحجاب باشند يا خوشقيافه و تميز باشند و بوي گند ندهند، متوقف كرده و پس از دادن حجاب و رنگ و بوي مناسب به آن سرنشينان آن اتومبيلها، دستگيري ادامه خواهد يافت.
به گفته شاهدان آگاه، در جريان اجراي مرحله جديد طرح امنيت اجتماعي، تا كنون ۲۸۷ نفر دچار گازگرفتگي، ۱۲۳ نفر دچار كبودي ناشي از نصيحت، ۸۶ نفر مورد حمله با خمپاره و لگد و دو ميليون ۶۴۸ هزار و ۷۲۴ نفر دچار فحش خواهر و مادر شدند.
سردار رادان به عنوان مجري اين طرح اعلام كرد: تا زماني كه همراه با شش نفر از خواهران بدحجاب در هنگام نماز جماعت به صورت برهنه دستگير نشود، به اجراي قاطعانه اين طرح ادامه خواهد داد.
امام زمان احضار فرمودند
در پي دستگيري يك نماينده مجلس، يك سردار پليس و يك معاون وزير به اتهام فساد اخلاقي، آيتالله امامي كاشاني كه گفته بود ليست نمايندگان مجلس و اعضاي كابينه توسط امام زمان امضا شده است، به دفتر آقا امام زمان احضار شد. از دلايل و نتايج اين احضار اطلاعاتي در دست نيست.
مادر معنوي مجلس از دست حداد عادل فرار كرد
در پي حمايت دولت محمود نفتي، سخنگوي دولت، همسر سخنگوي دولت و كليه حاميان بودار دولت از ادامه رياست حداد عادل بر مجلس شوراي اسلامي، علي لاريجاني رييس مجلس شد.
علي لاريجاني، پس از انتخاب گفت: «حداد عادل پدر معنوي مجلس است.» به دنبال اين اظهار نظر، مادر معنوي مجلس از ترس جيغ كشيد و فرار كرد و از جلسه خارج شد.
انسانهاي نخستين، بانك نداشتند
طرح ادغام بانكها و تبديل آنها به صندوقهاي قرضالحسنه از هفته گذشته با جديت پيگيري شد. رييسجمهور اعلام كرد تا نابودي كامل اقتصاد كشور به سياستهاي اقتصادي خود قاطعانه ادامه خواهد داد. وي گفت: «انسانهاي نخستين بانك نداشتند و هيچ مشكلي هم نداشتند. ما چرا بايد بانك داشته باشيم؟»
در همان حال آيتالله مصباح يزدي ضمن تأييد سياستهاي بانكي انسانهاي نخستين، از وضع حجاب آنها و آرايش موي آنها ابراز نارضايتي كرد. وي گفت: «شورت و شلوار از اوجب واجبات است.»
نصرالله آمد، جايي منفجر نشد
سيد حسن نصرالله براي يك ديدار چند روزه و خريدن كفش به تهران رفت. وي گفت: ترجيح ميدهم بقيه پول كفش را به يورو ميگيرد نه به دلار. آگاهان گزارش كردند كه از زمان ورود اين سيد حسن به ايران هنوز انفجار خاصي در جايي گزارش نشده است.
دوباره همان كه رفته بود، آمد
با بركناري فؤاد سينيوره، عامل استكبار و آمريكاي جهانخوار و دشمن ملت از دولت لبنان، موجي از شادي در سراسر لبنان و منطقه ايجاد شد.
به همين دليل هفته گذشته «ميشل سليمان» به عنوان رييسجمهور لبنان انتخاب شد. انتخاب ميشل سليمان با موجي از شادي و سرور در لبنان و منطقه مواجه شد.
ميشل سليمان نيز مجددا فؤاد سينيوره را به عنوان نخستوزير تعيين كرد كه انتخاب مجدد فؤاد سينيوره موجب ايجاد موجي از شادي در سراسر لبنان و منطقه شد.
الاغهاي مبتكر لگد ميزنند
سيد علي نخستين، مشاور اول رييسجمهور و سرپرست اولين سازمان جديدالتأسيس «اولالاولين» كه وظيفه دارد هر هفته يك «اولين» جديد در اقدامات دولت كشف كند، در اولين كنفرانس مطبوعاتي خود، براي اولين بار در خاورميانه گفت: «ما اولين كشوري هستيم كه حداقل هفتهاي يك بار اولين كار را در كليه زمينهها انجام ميدهيم.»
در پي اين اظهار نظر، دبير علمي يازدهمين كنگره انجمن اورولوژي ايران اعلام كرد: «براي اولين بار پزشكان ايراني موفق به كشف يك روش جديد بزرگسازي مثانه شدند.»
دكتر «انوشيروان محكمزن» اعلام كرد: «در اين روش با لگد محكم به محل مذكور ميزنيم و در عرض چند دقيقه مثانه تا سه برابر بزرگ ميشود.»
وي گفت: «ما اولين بار اين تكنيك را مستقيماً از طبيعت گرفتيم. يك الاغ ايراني براي اولين بار در اردبيل به آنجاي يكي از دانشمندان ايراني لگد زد و مثانه او براي اولين بار در جهان بزرگسازي شد.»
دكتر محكمزن، از اين الاغ به عنوان اولين الاغ مبتكر در حوزه نوآوريهاي پزشكي نام برد.
محمود نفتي: چرا من از ديگران بهترم؟
محمود نفتي، رييسجمهور اعلام كرد: «دولت نهم، قانونمندترين دولتهاست.»
وي سه ماه قبل گفته بود «دولت نهم، موفقترين دولتهاي پس از انقلاب است.» وي دو سال قبل گفته بود «دولت نهم پاكترين و شريفترين دولت پس از انقلاب است.» وي اعلام كرد «اصولاً من از ديگران بهترم.»
وي كه به يك ديدار سرزده نزد يك روانكاو رفته بود، گفت : «من نميدونم چرا اين جوري شدم. همهاش احساس ميكنم دارم ميرم بالاتر؛ بقيه رو ريز ميبينم. هميشه دور و بر من پر از نوره. خدايا! من كجام؟»
كريس ديبرگ، ماچ موچ، چلوكباب
در پي سفر كريس ديبرگ، خواننده ايرلندي كه در تهران معروفتر از ايرلند است، وي مورد استقبال شديد قورمهسبزي، فسنجان، گز، پسته، مانتو، روسري، دماغ عملكرده، لنز سبز، ماچ، موچ، پرچم، دود، چلوكباب سلطاني، دوغ، كوبيده، گوجه فرنگي و ترشي ليته قرار گرفت.
كريس ديبرگ گفت: «امنيتي كه در تهران است، در لس آنجلس و لندن هم نيست.» وي پس از بازديد تهران گفت: «هيچ وقت فكر نميكردم همه فارسي بلد باشند.»
تو مائوئيست نيستي؛ تو بادمجوني
پس از ۲۴۰ سال، مجلس مؤسسان نپال به بركناري حكومت سلطنتي اين كشور رأي داد و حكومت اين كشور را جمهوري اعلام كرد. تنها چهار نفر از ۶۰۱ عضو مجلس مؤسسان در رأيگيري به نظام سلطنتي پيشين رأي دادند.
لازم به يادآوري است كه در انتخابات اخير گروهي كه فكر ميكنند مائوئيست هستند، برنده انتخابات شد و مجلس مؤسسان را در دست گرفت. مائوئيستهاي نپال پس از تغيير نظام سلطنتي اين كشور اعلام كردند كه «قرار نيست نظام كمونيستي در اين كشور اجرا شود.» آنان توضيح دادند كه اصلاً با مذهب مخالف نيستند.
يكي از آنان تأكيد كرد: ما اصلا طرفدار مائو تسه دون هم نيستيم. وي در پاسخ به سؤال يكي از خبرنگاران كه پرسيده بود «حالا واقعا شما مائوئيست هستيد يا شوخي ميكنيد؟» گفت: به شما هيچ ربطي ندارد.
خبرهاي ما در اينجا به پايان رسيد.
***
۴۰ سال بعد در همين هفته
امروز پنجشنبه نهم خرداد ۱۴۲۷ هجري خورشيدي برابر با ۲۹ مي ۲۰۴۸ ميلادي، خبرهاي امروز را ميشنويد.
مكدونالد در جمارانسيتي
كنگره بزرگ ملي - مذهبي اخوان مكدونالد برگزار شد. «ساتيا اشراقي» نوهي نوهي آيتالله خميني كه با شيوهاي ملي - مذهبي مؤسسه مكدونالد را در ايران و دنياي اسلام اداره ميكند، براي ۱۱ هزار مدير فروشگاههاي مك دونالد سراسر كشور سخنراني كرد.
ساتيا اشراقي به نقل يكي از خاطرات پدر بزرگش از «آيتالله خميني» يكي از روحانيون و رهبران قديمي ايران پرداخت و گفت «آيتالله عاشق مكدونالد بود و با وجود علاقه شديد ايشان به جد مادريمان، وقتي بچهها از درايو اين مكدونالد سر كوچهشان در جمارانسيتي مكدونالد ميخريدند، ايشان آبگوشت ميل نميكردند.»
ساتيا اشراقي كه همچنين نمايندگي ديسنيلند در ايران را بر عهده دارد، گفت «امام راحل وقتي ۷۰ سال قبل به پاريس رفته بودند، بسياري از شبها با لباس مبدل به ديسنيلند پاريس ميرفتند.»
ساتيا اشراقي به نقل اين جمله آيتالله خميني پرداخت كه «ميكي ماوس را بايد چند بار ديد تا فهميد. اين طور نيست كه ساده باشد.» در بروشور مؤسسه بزرگ ديسنيلند در قم اين جمله آيتالله خميني نوشته شده است «من ميكي ماوس را كه ميبينم، ياد موشهاي صدر اسلام ميافتم.»
ممي در جزيره اسرار آميز بالي
اثر جديد كميكاستريپ «مزيف» وارد بازار جهاني شد و وضع بازار بورس را در لندن و نيويورك و دبي به هم ريخت. انتشارات «ماموت كو» اعلام كرد: آخرين اثر «مزيف» با تيراژ يك ميليارد و دويست ميليون نسخه در همان ۲۴ ساعت اول بازار را تسخير كرده است.
اين اثر كه به نام «ممي در توگو» منتشر شده است، داستان سفرتخيلي «ممي» و «زري» قهرمانان مجموعه «مزيف» را به كشور سالامبور (توگوي سابق) روايت كرده است.
اين مجموعه آثار كميكاستريپ كه به صورت مولتيمديا، همراه با صدا و بو، تصوير متحرك سهبعدي و متن نوشتاري به بازار رفته است، به مهمترين كالاي اقتصادي - رسانهاي تبديل شده است.
مزيف، كارتونيست بزرگ ايراني - نروژي كه بسياري او را «هرژه» قرن بيست و يكم ميدانند، ۱۰ سال است كميكاستريپهاي خود را با اين شيوه منتشر ميكند. مازيار زريبافان (مزيف) نوه دبير هيأت دولت احمدينژاد، در مجموعه «ممي و زري» حكايات سفرهاي چهارساله پدربزرگش را به عنوان آخرين «پيشكار» آخرين رييسجمهور حكومت سابق ايران را روايت ميكند.
تا كنون كتابهاي «ممي در كلمبيا» «ممي و شاهزاده عربي» «ممي به ملكه دست نميدهد» «ممي در هاله نور» و «ممي در جزيره اسرارآميز بالي» پرفروشترين كميكاستريپهاي اين مجموعه بوده است.
به دنبال انتشار اين كتاب، «وزارت فرهنگ و كادو و حجاب و فرش» ابوموسي، براي دويست و چهل و سومين بار عليه «مزيف» شكايت كرد. حكومت ابوموسي معتقد است بايد حداقل ۳۰ تا ۴۵ درصد حقالتأليف ميلياردي خودش را به محمود احمدينژاد، رييسجمهور ابوموسي بدهد.
ابوالميثم احمدي نژاد، وزير فرهنگ و كادو و حجاب و فرش ابوموسي گفته است: «بسياري از طرفداران مزيف فكر ميكنند اين آثار ناشي از تخيلات مزيف است، در حالي كه ما اسنادي داريم كه اين كارها واقعاً توسط محمود احمدينژاد انجام شده است؛ به همين دليل آنها بايد پولش را بدهند.»
وودي آلن ماتيلدا ساتيلدا را ميسازد
وودي آلن كه به تازگي با فيلم «ماتيلدا ساتيلدا» در جشنواره كن شركت كرده بود، اعلام كرد كه قصد دارد از ۲۰۰ سال ديگر سينما را كنار بگذارد.
وودي آلن كه در سن ۱۱۰ سالگي هنوز ساكسيفون ميزند و سه ماه قبل با هفتاد و ششمين همسرش ازدواج كرده است، گفت «احساس ميكنم خيلي حرفها را بزنم كه تا كنون نزدهام.»
خبرنگار پرسيد: «مثلاً چه حرف تازهاي براي گفتن داري؟» وودي آلن فكري كرد و گفت «دقيقاً يادم نميآيد. ولي فكر كنم من و هيچكاك با هم فيلم ژوراسيك را ساختيم.»
فيلم وودي آلن به نام «آلزايمر» قرار است سال آينده ساخته شود؛ ولي همسرش گفته است كه وودي آلن فراموش كرده است كه داستان فيلم چه بود.
كنگره جديد جمهوريخواهان در برلين
اتحاد جمهوريخواهان شيمبل مقيم آلمان اعلام كردند كه در هفته گذشته كه به «بررسي ابعاد حضور ولايت فقيه و ضرورت دگرگوني آن» پرداخته بودند، سفير جمهوري ايران در آلمان نيز در اجلاس شركت كرد؛ ولي در پايان جلسه وي را اخراج كردند.
علي بخش صمدآبادي، سخنگوي اين «اتحاد» گفت: «اين سفير مزدور پس از دو ساعت بحث، حاضر نشد بپذيرد كه نظام ولايت فقيه بايد از بين برود.» صمدآبادي گفت: «اين سفير دروغگو ميگفت ۳۰ سال است كه اين نظام از بين رفته است؛ ولي ما ميدانستيم كه دروغ ميگويد.»
خبرهاي ۴۰ سال بعد را شنيديد، تا ۴۰ سال بعد شما را به خدا ميسپاريم.
***
كفشهاي محمود
كفشهايم كو؟
چه كسي بود صدا زد «محمود»
آشنا بود صدايش با من
بوي چمران از او ميآمد
يا زري بافان بود
بچه شمران بود
كفشهايم انگار
در سخنراني قزوين مانده است
غزلش را الهام
يا كه فاطي خوانده است
كفشهايم شايد
مانده باشد در اجلاس سوييس
يا كه شايد آن را
توي شوراي جهاني سران
كرده باشم من گم
شايدم افتاده است، توي چاهي در قم
كفشهايم شايد
در سخنراني اجلاس عمومي، نيويورك
شايد آنجا مانده است
كفش من شايد در ماشيني گم شده است
توي ماشين رييسجمهور
من و او با هم جور
هر دو با يك منظور
... اسم او «دانيل» است
كفش من كفشي نوراني بود
سيندرلا كفشاش بايد برود رو به جلو
بزند بوق كه شايد كفشم
محل سگ بگذارد پيشاش
كفش من كفشي بود كفشستان
سيندرلا پيشاش شهلا بود
گوشه كفش من انگار
كمي هم وا بود
سالها با ما بود
كفشهايم شايد توي يك مسجد مشهد مانده است
پابرهنه شده بودم آنجا
مثل هر جاي دگر
مثل هر وقت دگر
مثل دوران جواني روي آسفالت و زمين
مثل دوران سكونت در استانداري
پاي من بيجوراب
كفشها در جعبه
پاي من احساسي از گل داشت
كه شكوفا ميشد، بو ميداد
گل بيخار كجاست؟
خار جوراب مرا پاره نمود
بايد امشب بروم
بايد امشب چمداني را كه
توي آن شورت ماماندوز من است
با خودم بردارم
و فلسطين بروم
يا به لبنان عزيز
همه آنجا چون من بي كفشاند
يك نفر بود صدا زد محمود
كفشهايم كو؟
متن اطلاعيه راه و ترابري براي رحلت جانگداز :
انّا لله و انّا اليه راجعون (صداي گریه )
روح جمال ، به شمال پيوست ! (صداي گريه )
ملت سراسر عزا و سوگوار ايران اسلامي ! )صداي گريه (
مگر امام در دريا غرق شده كه شما در سالگرد رحلت جانگداز همه تان ميرويد شمال ؟! (صداي گريه (
اكنون كه با دلي شاد و قلبي اميدوار و باطني آسوده به شمال ميرويد لطفاً كمربند ايمني تان را هم ببنديد ! (صداي گريه ( وضع جاده ها بسيار خراب بوده بطوريكه محور قزوين رشت كاملاً مسدود است ! (صداي گريه ) از سبقتهاي بيجا خودداري نموده و ... (صداي گريه !) ... كوفت ! بگذاريد ما حرفمان را بزنيم بعد گريه كنيد ! (صداي گريه !) مي گفتيم كه از سبقتهاي بيجا خودداري نموده و ... (صداي گريه !) ... مسخره ها در جاده از هم سبقت نگيريد اه )صداي گريه !) در صورت تخلف ... (صداي گريه !) ... ما ماشينهاي شما را به پاركينگ ميبريم ! (صداي شيون و فغان زياد و همه به سر و سينه خود مي كوبند و چند نفر هم غش ميكنند !) سفر بخير همسفر ! (صداي گريه !) لطفاً به تابلوهاي راهنما در جاده حتماً توجه بفرمائيد ! (صداي گريه !) حالا كي ميخواهيد برگرديد به سلامتي ؟! (باز هم صداي شيون و چند نفر غش ميكنند !) هواي شمال اين چند روزه خيلي گرم است و ... (صداي گريه )! ... و ... (صداي گريه !) ... زهرمار ! خلاصه اينكه هوا خيلي گرم است ! (صداي گريه !) طبق آخرين گزارشات واصله هجوم جمعيت بسياري از سيستمهاي مديريت شهري را مختل كرده تا جائيكه هم اكنون در بابلسر آب شهري هم قطع گرديده است ! (مردم با شيون و فغان توي سر خودشان ميزنند و گريه ميكنند !) لطفاً از وسط جاده سه تا آفتابه آب هم با خودتان بياوريد ! (صداي گريه !) شما را به شكيبائي در رانندگي دعوت نموده و ... )صداي گريه !) ... دعوت نموده و ... (صداي گريه !) ... الهي همه تان بميريد كه نميگذاريد ما حرفمان را بزنيم ! (صداي خنده !) شمارو به حضرت عباس اين صداي ضبط ماشينتان را هم يك كمي كمتر بنمائيد ! (صداي شيون و واويلا !) ناسلامتي رحلت است( بازم صداي خنده !) برادران بسيجي شمالي اينروزها با مسافرين بدجوري برخورد ميكنند ! )صداي گريه و چند نفر ديگه هم غش كردند !) آخه شما كه ميدانيد اينجور موقعها شمال انگار كه ارث پدرشان باشد ! (صداي گريه !) اگر وضع همينجوري ادامه پيدا كنه ما مجبور ميشويم هفته ديگر را هم تعطيل اعلام كنيم كه تازه شماها بتوانيد برگرديد ! )صداي گريه قطع ميشود !) يادمان باشد سال آينده در سالگرد رحلت ما چندتا جاده ديگر هم به شمال بكشيم ! (صداي گريه !) حالا شما بنزين از كجا مي آوريد كه ... (صداي گريه !) ... كه ... (صداي گريه !) ... پدرسگها نكنه شما هم دم پمپ بنزينها كاسبي ميكنيد همه تان ؟! (صداي گريه !) چرا ما در اين سي ساله هر كاري ميكنيم كه شماها را بچپانيم توي خانه هايتان نميشود ؟! (صداي گريه !) به گمانم ما اگر شماها را توي بطري هم بكنيم باز كار خودتان را ميكنيد ! (صداي گريه !) آخه لامذهبها چنان ريخته ايد بيرون انگار كه رفراندوم نه گفتن به نظام باشد ! (صداي خنده و خوشحالي فراوان چند نفر ايندفعه از خنده غش ميكنند !) آخه اگر يك هزارم شماها را ما داشتيم تا حالا سه هزار دفعه گفته بوديم مسافرت مردم به شمال رفراندوم مشروعيت نظام است ! (صداي گريه !) چرا شما اينقدر به ما ضد حال ميزنيد ؟! (صداي گريه !) وقتي برگشتيد ما چند نفر ديگر را بالاي تپه هاي سنندج و مهاباد و كرمانشاه خودكشي ميكنيم تا حال همه تان را بگيريم ! (صداي گريه !) ببين كي گفتم ! (صداي گريه)!
منبع: وبلاگ 1 + نه طنز + 1
ايران تنها ابر قدرت سراسر گيتي
ششم ژوئن سال 344 پيش از ميلاد اردشير دوم، شاه هخامنشي ايران شورش قبرسي ها برضد امپراتوري ايران را درهم شكست. قبرس از زمان داريوش بزرگ تا جنگ ايسوس و سلطه اسكند بر شرق مديترانه، نزديك به دو قرن از سرزمين هاي امپراتوري ايران و پايگاه ناوگان ما در مديترانه بود. آتن طبق پيمان آنتالكيداس منعقده در سال 386 پيش از ميلاد حكومت ايران بر قبرس را به رسميت شناخته بود.طبق اين پيمان كه به صلح جهاني معروف است، جهان يوناني زبان ايران را به عنوان قدرت اول گيتي به رسميت شناخته و متعهد شده بود كه اقدامي برضد منافع ايران بعمل نياورد.
اوايل قرن گذشته، در اكتشافات باستان شناسي در قبرس تعدادي سكه ايراني رايج در قرن پنجم پيش از ميلاد (25 قرن پيش) به دست آمد.
اردشير دوم از سال 404 تا 358 پيش از ميلاد حكومت كرد. از رويدادهاي معروف دوران حكومت او، شورش برادرش كوروش كوچك است كه مدعي سلطنت بود و در جنگ «كوناكسا» كشته شد و شرح اين شورش را گزنفون مورخ و ژنرال يوناني در كتاب «عقب نشيني ده هزار نفري» آورده است.
قبرس پس از گسترش قلمرو امپراتوري روم تا شرق مديترانه به دست اين دولت افتاد. بعدا جمهوري «ونيز» آن را مالك شد و آنگاه به تصرف عثماني در آمد. عثماني چهارم ژوئن 1878 قبرس را در ازاء تعهد دولت انگلستان كه در هر جنگ عثماني و روسيه از عثماني حمايت كند آن جزيره را به انگلستان واگذار كرد و اين دولت در سال 1914 (آغاز جنگ جهاني اول) قبرس را ضميمه خود ساخت. قبرس در پي يك بپاخيزي طولاني و خونين بر ضد سلطه انگلستان، در سال 1960 استقلال به دست آورد وجمهوري شد. با وجود اين، دولت انگلستان پايگاه نظامي خود در آن جزيره را حفظ كرده است. در دهه 1970 تركهاي قبرس كه در دوران سلطه عثماني به اين جزيره مهاجرت كرده بودند با كمك نظامي تركيه كه نيرو به قبرس فرستاده بود اين جزيره را تجزيه كردند كه اين مسئله در حال حل شدن است. داستان قبرس درس عبرتي است براي مللي كه در صدد تجزيه و كوچك كردن و تضعيف خود باشند، وضعيتي كه قدرتهاي بزرگتر خواهان آنند.




شب 13 خرداد شبكه channelone برنامه اي داشت كه با ان برنامه يك ايراني تماس گرفت وشعري كه سخن از ايران و ايرني داشت خواند . جون بسيار زيبا بود من ان شعر را امروز در وبلاگم گذاشتم .البته اميدوارم درست نوشته باشم چون بعضي جا هاي شعر را واضح نشنيدم.
وارث ملك كياني هستي تو چوبم بزن
غاصب ايران و ايراني تو چوبم بزن
رحمت للمتقين ورد زبانت ناخلف
قاتل اسلام و قراني بزن چوبم بزن
من زبانم گويش ايراني است
دلخوري از گويشم يا للعجب چوبم بزن
من كلامم تشنه ازادي از چنگال توست
با چماقت خوب سيرابم بكن چوبم بزن
ميزني تو با چماقت بر سر سيمين پاك
ما همه اولاد سيمينيم بزن چوبم بزن
فقر و فحشا ارمغان توست در خاك وطن
حاصل اسلام ناب توست بزن چوبم بزن
تن فروشي زنان پاك از كار تو بود
اي عجب از كار بي همتاي تو چوبم بزن
همچو قطره اسوه هاي معرف در خوانشان
افتخار دين و دنيايت بود چوبم بزن
خوردن مال حرام از نان شب واجب تر است
گرچه ناني نيست بر خوان فقيران بزن چوبم بزن
حق دانشجو بسا بيش از كتاب و دفتر است
گرچه حقش داده اي تو با چماق چوبم بزن
اي كه اندازي عزيزان را به نام فاطمه از پشت بام
فاطمه گر گويدت دشمنمي چوبش بزن
بس جوانان را كشاندي تو به دام اعتياد
مردمان را داده اي باد فنا ابليس پير چوبم بزن
جملگي بي ابرو كردي تو ما را درجهان
بس كه قاتل مي فرستي در جهان چوبم بزن
بهر روزي دختران پاك خودفروشي مي كنند
پول ان را تو براي سفره ات نان ميخري چوبم بزن
تو بزن چوبم بزن سنگم بزن محكم بزن
از وطن سهمي به جز اينها ندارم پس بزن چوبم بزن
وطنم ويرانه كردي خانه ات ويرانه باد
همچو جغدي شوم بر ويرانه ها بنشسته اي چوبم بزن
بر سر سفره نشيني سور عذاي ما خوري
بر سر ايران نشستي وطنم بشكسته اي چوبم بزن
اين همه قتل و جنايت را تو با دين كرده اي
گرچه دينت عشق دنيايت بود چوبم بزن
فقرو فحشا در وطن بيداد ميكند
حق ماست بمب اتم چوبم نزن سنگم بزن
انقدر چوبم بزن تا بشكني دست از سرم
تو شكستي بدنم نه هدفم چوبم بزن
شعر بالا را ميتوانيد با صداي خود شاعر از لينك زير دانلود كنيد پيشنهاد ميكنم حتما دانلود كنيد بسيار زيباست
همزمان با سفر احمدی نژاد به روم: پیشنهاد نامگذاری یک خیابان در شهر رم به نام علی نیکونسبتی
همزمان با سفر احمدی نژاد به روم: پیشنهاد نامگذاری یک خیابان در شهر رم به نام یکی از اعضا دفتر تحکیم وحدت؛ دفتر تحکیم وحدت: نام خیابان را ۱۸ تیر بگذارید.
خبرنامه امیرکبیر: روزنامه ایل رفورمیستا در سرمقاله ای ضمن محکوم کردن دولت ایران به زیر پا گذاردن مداوم حقوق بشر از جانی آلمانو، شهردار جدید رم خواسته است که خیابانی را که ساختمان سفارت ایران در آن قرار دارد به نام یکی از دانشجویان زندانی ایرانی نام گذاری کند، همان طور که رونالد ریگان در سالهای ۸۰ در اعتراض به سیاستهای شوروی سابق نام میدانی در واشنگتن را آندره ساخاروف (منتقد سرشناس روس) نام گزاری کرد. این روزنامه نام علی نیکونسبتی (مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت) را برای این منظور پیشنهاد می کند.
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در نامه ای از این پیشنهاد و توجه به جنبش های مدنی به خصوص جنبش دانشجویی از سوی آن روزنامه قدردانی می نماید و با یادی از سه دانشجوی دربند امیرکبیر، برخوردهای صورت گرفته با دانشجویان در سالهای اخیر را یادآور می شود و ضمن اشاره به تلاش حاکمان به خصوص حامیان دولت در روزهای گذشته برای وارونه جلوه دادن این حمله وحشیانه به کوی دانشگاه در ۱۸ تیر ذکر می نماید که ۱۸ تیر یادآور تلاشهای دانشجویان بی نام و نشانی است که در ایران با تحمل هزینه های فراوان برای آرمانهایشان که همانا صلح، رعایت حقوق بشر و دموکراسی در ایران و جهان است تلاش می کنند و بر این اساس نام ۱۸ تیر را پیشنهاد می کند.
یادآور می شویم نام خیابان ۱۸ تیر یکبار نیز برای خیابان کارگر شمالی پیشنهاد شد که به نتیجه نرسید و در روزهای گذشته مجلس فرمایشی با تبرئه فرهاد نظری (فرمانده ای که دستور حمله به کوی را صادر نمود) دانشجویان و دولت اصلاحات را مقصر اصلی این فاجعه معرفی نمود. همچنین در روزهای گذشته سایت رجا نیوز و برنا که توسط حامیان دولت اداره می شوند با اشاره ای کوتاه به این خبر این پیشنهاد روزنامه ایتالیایی را بی شرمانه خوانده اند.
متن نامه شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به شرح زیر است:
جناب آقای Antonio Polito
سردبیر محترم روزنامه رفورمیستها
بدینوسیله مراتب قدردانی و سپاس خود را از پیشنهاد جنابعالی مبنی بر نامگذاری یکی از خیابانهای شهر رم که سفارت ایران در انجا واقع است به نام یکی از اعضای شورای مرکزی این اتحادیه دانشجویی (علی نیکونسبتی) اعلام می داریم. بی شک این اقدام نشان از توجه ویژه به جنبشهای مدنی ایران و به ویژه جنبش دانشجویی دارد که در راه آزادی، عدالت، حقوق بشر، صلح و دموکراسی در ایران و جهان تلاش می نماید.
ضمن تشکر از این ابتکار ارزنده شما، پیشنهاد می نماییم عنوان ۱۸ تیر را برای نامگذاری جدید خیابان فوق مطرح نمایید. زیرا جنش دانشجویی در ایران حرکت پیوسته ای است که بر دوش نسل های مختلف فعالان دانشجویی به جلو حرکت کرده است و حضور فراگیر و فعالیت جمعی دانشجویان، ویژگی اصلی آن را تشکیل می دهد و دانشجویان زیادی در راه آرمانهایشان متحمل هزینه های سنگینی شده اند، به عنوان مثال تنها در یک سال گذشته بیش از ۱۸۰ دانشجو بازداشت، بیش از ۳۰۰ دانشجو یک یا دو ترم از تحصیل محروم شده اند و بیش از ۱۰۰ دانشجو ستاره دار شده اند و از تحصیل در مقاطع بالاتر محروم شده اند و همچنان سه دانشجو بی گناه امیرکبیر (مجید توکلی، احمد قصابان، احسان منصوری) به جرم اعتراض به احمدی نژاد و با پرونده سازی علیه آنها به همراه چند دانشجوی هویت طلب قومی و دو دختر دانشجو فعال در کمپین زنان در زندان هستند.
۱۸ تیر در واقع نماد و سمبل کنش های تحول طلبانه دانشجویی در ایران پس از انقلاب و یادآور اعتراض مدنی دانشجویان ایران به توقیف روزنامه ای است که اخباری از نقشه های سرکوب اقتدارگرایان بر علیه دگراندیشان در ایران را منشتر کرده بود و اقتدارگرایان به این اعتراض مدنی حمله کردند و دانشجویان را به خاک و خون کشیدند و در حال حاضر نیز حاکمان و بخصوص حامیان احمدی نژاد می کوشند این حادثه را برعکس جلوه دهند و دانشجویان را مقصر معرفی نمایند.
بنابراین بی شک این نامگذاری نقشه حامیان احمدی نژاد و اقتدارگرایان را از بین خواهد برد و یادی از تلاشهای دانشجویان بی نام و نشانی است که در ایران برای آرمانهایشان که همانا صلح، رعایت حقوق بشر و دموکراسی در ایران و جهان است، تلاش می کنند.
با تشکر
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
۱۲ خرداد ۱۳۸۷
روز سه شنبه، چهارمين روز تحصن و سومين روز اعتصاب غذای دانشجويان دانشگاه تربيت معلم پرديس کرج در حالی سپری شد که وضعيت جسمی تعدادی از اعتصاب کنندگان وخيم اعلام شده است.
با وجود تعطيلی رسمی در ايران به دليل سالگرد درگذشت آيت الله خمينی، دانشجويان می گويند تحصن و اعتصاب غذا تا زمان رسيدن به خواسته هايشان ادامه خواهد داشت.
ناصح فريدی، از دانشجويان دانشگاه تربيت معلم در گفت و گو با راديو فردا درباره آنچه در چهارمين روز تحصن و سومين روز اعتصاب غذای دانشجويان اين دانشگاه رخ داد، می گويد:« روز چهارم از تحصن و روز سوم از اعتصاب غذای دانشجويان در حالی گذشت که وضعيت جسمی برخی از دانشجويان اعتصاب کننده وخيم گزارش شده است و دو دانشجوی دختر دچار تشنج شده اند.»
بر اساس گفته های فعالان دانشجويی دانشگاه تربيت معلم پرديس کرج، تا بعدازظهر روز سه شنبه ۷ تن از دانشجويان بر اثر اعتصاب غذا و فشارهای روحی بيهوش شده اند که حال ۲ تن از آنها وخيم اعلام شده است.
اين در حالی است که به گفته اين دانشجويان ماموران انتظامات از رساندن دانشجويان به بيمارستان جلوگيری می کنند و دانشجويان در بهداری داخل دانشگاه با امکانات محدود مداوا می شوند.
ناصح فريدی، دانشجوی دانشگاه تربيت معلم پرديس کرج در گفت و گو با راديو فردا درباره خواسته های دانشجويان متحصن و اعتصاب کننده می گويد:« خواسته های دانشجويان صرفا صنفی است. دانشجويان اين دانشگاه می گويند خواسته هايشان صرفا صنفی؛ آموزشی است و خواستار برکناری معاونت آموزشی دانشگاه، برکناری معاونت امور فرهنگی و فوق برنامه، بهبود امکانات رفاهی، عدم احضار متحصنين به کميته انضباطی و عذرخواهی کتبی رياست دانشگاه از دانشجويان و خانواده ها آنان به دليل اتهام ها نادرست شده اند.»
ناصح فريدی همچنين می گويد:« تا کنون پاسخی از سوی مسوولان دانشگاه به دانشجويان متحصن داده نشده است و حتی دو روز پيش رييس دانشگاه وارد دانشگاه شد و دانشجويان متحصن را که ديد، بدون توجه به آنان از دانشگاه خارج شد.»
به گفته اين دانشجو، بالغ بر ۱۰۰۰ نفر از دانشجويان تحصن کرده و نزديک به ۶۰ نفر در اعتصاب غذا بسر می برند.
ناصح فريدی می گويد دو تن از دختران اعتصاب کننده دچار تشنج شده و بدليل نبود امکان خروج از دانشگاه و انتقال به بيمارستان، وضعيت آنها وخيم است.نيروهای انتظامات و حراست دانشگاه سه روز است که در داخل دانشگاه دانشجويان را زير نظر داشته اند و در خارج از دانشگاه هم نيروهای امنيتی و انتظامی دانشگاه تربيت معلم پرديس کرج را محاصره کرده اند. حتی حراست دانشگاه آب را بر دانشجويان را قطع کرده است و امکان دسترسی دانشجويان متحصن به آب آشاميدنی وجود ندارد.
با وجود تعطيلی در ايران به مناسبت درگذشته آيت الله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی، دانشجويان دانشگاه تربيت معلم پرديس کرج همچنان به تحصن و اعتصاب غذا ادامه خواهند داده اند.
ناصح فريدی، دانشجوی دانشگاه تربيت معلم پرديس کرج در گفت و گو با راديو فردا دراين باره می گويد :« تنها تاثيری که تعطيلات روی تحصن و اعتصاب غذای دانشجويان داشت، اين بود که رسيدگی به اين قضيه کمتر شده است. شايد اگر ايران تعطيل نبود، مسوولان دانشگاه حتی يک درصد به خواسته های دانشجويان رسيدگی می کردند.»
دانشجويان متحصن دانشگاه تربيت معلم می گويند تا زمانی که به تمام خواسته هايشان برسند، از تحصن و اعتصاب غذا دست برنخواهند داشت.
همچنین از امدن مردم به ورزشگاه ازادی جلوگیری شده بود و فقط انهایی که خود رژیم میخواست(کسانی که در مراسم امام شرکت داشتند)وارد ورزشگاه شدند و نیروی انتظامی مانع ورود افرادی که برای دفاع از نام خلیج فارس به ورزشگاه میخواستند بیایند شد.
به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، كنار اتوبان صياد رو به شمال بالاتر از ميدان سبلان، در دو سوي بزرگراه دو چادر برپاست، سمت راست محمد با زن و دو بچه 50 روز است كه پس از جواب شدن از سوي صاحبخانه در چادر ساكن شده است، كمي آن طرفتر آن سوي خيابان محمود زير چادر كهنه سبز رنگش اطراق كرده است پسرش را به بهزيستي سپرده و با زن و دختر 11 سالهاش روز را به شب و شب را به صبح ميرساند.
محمود حميدوند 41 سال دارد اما صورت تكيده و دندانهاي شكستهاش پيرتر نشانش ميدهد، صدايش گرفته است، ميگويد: بچه همين خيابان سبلان هستم، 3 ماه است كه اينجا با خانوادهام زير چادر زندگي ميكنيم، البته بيش از يك سال است كه در به دريم و جابهجا ميشويم، تابستانها كنار خيابان زير چادر زندگي ميكنيم و زمستانها هر چند شب خانه يكي ميرويم.
محمود خودش را كارگر ساده ساختمان معرفي ميكند و اضافه ميكند: پسر 10 سالهام را از زور نداري به بهزيستي سپردهام، 2 سال است كه پسرم در بهزيستي است، دخترم هم تا چند وقت پيش خانه مادرزنم بود اما الآن مادرزنم هم چون مستاجر است دچار مشكل شده است و مجبورم او را هم پيش خودم اينجا به چادر بياورم.
وي ادامه ميدهد: از خيليها تقاضاي كمك كردهام، كميته امداد رفتم، گفتند اگر زنت طلاق بگيرد ماهي 25 هزار تومان به او مستمري ميدهيم، خيلي دويديم اما نتيجه نداد، هر چي داشتيم در اين مدت بردند، حتي شناسنامههايمان را هم بردند. نرفتم كلانتري و ثبت احوال دنبال شناسنامه، پول ميخواهد و من ندارم.
وي ميگويد: در تمام 41 سال زندگيام حتي100 هزار تومان هم وام نگرفتهام، حالا هم اگر وام بخواهيم ضامن معتبر و هزار جور سند و مدرك ميخواهد كه من ندارم، اين جور وامها مگر براي امثال من نيست، من از كسي توقع ندارم، طلبكار كسي نيستم، خودم زمين خوردهام و بايد بلند شوم اما اگر به من وام بدهند، حاضرم كار كنم و پس بدهم.
محمود در ادامه ميگويد: مشكل من نداري است، آخرين جايي كه در خانه زندگي كردم، بهارستان بود، آن قدر هزينه زندگي بالا بود كه نتوانستم ادامه دهم، قبض برق و آب 60 هزار تومان آمده بود اما من فقط يك لامپ و يك تلويزيون سياه و سفيد داشتم، يك شير آب هم بود كه چند خانواده از آن استفاده ميكرديم، 60 هزار تومان پول زيادي بود.
وي اضافه ميكند: دزدي كه نميتوانم بكنم، يعني ميتوانم اما آيا درست است، اينجا هم در اين 3 ماهي كه زندگي ميكنم، فقط يكبار مأمور شهرداري آمد و اسم و مشخصات ما را نوشت و رفت، 15 روز پيش هم يك خانم از شهرداري آمد و گفت نگران نباشيد حل ميشود اما خبري نشد.
آن طرف خيابان محمد با زن و 2 فرزندش زندگي ميكند، «محمد . الف»، ميگويد: بچه همين تهران هستم، خيابان سبلان نزديك موتور آب زندگي ميكرديم، 50 روز پيش صاحبخانه، خانهاش را خواست و تخليه كرديم بعد از آن ديگر نتوانستم خانهاي بگيرم، هر جا ميروم، ميگويند 2 ميليون ماهي 150 هزار تومان، من هم ندارم، الآن كه ديگر هيچي ندارم، مجبورم بيايم اينجا در چادر زندگي كنم.
او نيز خود را كارگر ساده ساختمان معرفي ميكند و ادامه ميدهد: همه اسباب زندگيام را شهرداري برد، حتي كفش زنم را هم بردند، پسرم كلاس دوم راهنمايي است، دخترم هم مدرسه ميرود، مجبورم اينجا كنار زنم بمانم كه تنها نباشد، كار نميتوانم بكنم. درآمدي ندارم.
محمد ميگويد: هر چه تلاش كرديم ديگر شهرداري اسباب زندگيام را پس نداد و الآن همه دارايي ما همينهايي است كه زير چادر ميبينيد، من هيچي ندارم، به مسئولان بگوئيد، مجبوريم، هيچ كس نميخواهد با آبرويش بازي كند يا اين وضع زندگي ناموسش باشد. چرا كسي كمكمان نميكند.
سكونت بي خانمان ها در حاشيه ميدان سبلان




امروز در چندتا سايت خبري خواندم كه كتيبه دوران هخامنشي در جزيره خارك تخريب شد البته ميراث فرهنگي تقصيري نداشته چون اين كتيبه سال گذشته كشف شده و ميراث فرهنگي فرصت كافي را در اختیارنداشته تا بفهمه اين كتيبه سندي براي تائيد نام خليج فارس هستش ومثل اينكه دولت ما در راستاي تحقق برنامه هزار ساله توسعه قبول كرده كه خليج فارسي وجود نداشته باشد تا مبادا همسايگان مسلمان ما ناراحت شوند و با اسايش هرچه تمام تر و بدور از مسائل حاشيه ساز دولت بتواند به توسعه بخشهايي از كشور بپردازند .بي شك در خواست براي بخشش علي كريمي از طرف جناب احمدي نژاد مهمتر از حفظ تمدن جباران قبل از اسلام است .اخر يك مشت سنگ چه دردي از كشور دوا ميكند ما بايد اين اثار را خراب كنيم و بجايش چند صدتايي امام زاده كشف كنيم . از كجا معلوم كه زير همين تخت جمشيد امازادگاني از نسل نوادگان امامان ما خاك نباشد ان وقت خدا را خوش ميايد اين سرمايه هاي معنوي سياست و كشور زير ساخت و ساز هاي جباران قرار داشته باشد .حالا مثلا چي شده فقط يه كتيبه بوده كه حدود 80 درصد ان توسط اشياء نوك تيز نابود شده هنوز 20 درصدش هست ادم بايد هميشه قسمت پر ليوان را نگاه كنه . برويد خدا را شكر كنيد كه هنوز 8000 تایی امام زاده داريم و ميدانيم كه پول هايمان را در راه خدا و اسلام محمدي خرج ميكنيم .
(در ضمن اداره اوقاف و ميراث معنوي از مردم خواسته در هر كجا سيدي از دنيا رفت فورا به اين ادارات اطلاع دهند كه با توجه به كمك هاي مردمي بقعه اي براي انها احداث شود تا تمام كشور و حتي ديگر كشورها از بار عرفاني انها بهره ببرند)
اصل خبر
كتيبه دوره هخامنشي در جزيره خارك ايران توسط افراد ناشناس با استفاده از اشياء نوك تيز تخريب شده است.
اين خبر را براي اولين بار خبرگزاري ميراث فرهنگي ايران منتشر كرد. اين كتيبه در سال 1386، هنگام جاده سازي توسط وزارت نفت در اين جزيره كشف شد.
پس از كشف اين كتيبه اعلام شده بود كه متن به زبان فارسي باستان است و پنج خط دارد.
جزيره خارك به دليل تاسيسات نفتي از موقعيتي امنيتي برخوردار است و به همين دليل بازديد از آن با محدوديت هايي روبرو است و براي بازديد از آن بايد پيش از سفر، مجوز كسب كرد.
برخي رسانه ها و كارشناسان مسايل ايران باستان، اين كتيبه را به عنوان سندي براي تائيد نام خليج فارس مي دانند.
علي جاذبي، معاون بخشدار جزيره خارك در اين مورد به خبرگزاري ميراث فرهنگي گفته است كه افراد ناشناس با پريدن از روي حصار دور كتيبه، با شيء نوك تيز مابين حروف ميخي كتيبه را خراب كرده اند. به گفته او هفتاد درصد كتيبه آسيب ديده و تنها يك خط از آن سالم مانده است. آقاي جاذبي افزوده كه نحوه تخريب، نشان از تعمدي بودن آن دارد.
اين در حالي است كه رئيس سازمان ميراث فرهنگي استان بوشهر به خبرگزاري ايسنا گفته است كه تنها بين ده تا پانزده درصد اين كتيبه آسيب ديده است.
احمد دشتي گفته است كه براي محافظت از اين كتيبه تاريخي، كشيكي شبانه روز وجود دارد. او افزوده كه "كشيك شبانه روز، مراقب بوده اما حالا ممكن است يك زمان، جايي رفته باشد كه فرد مظنون هم از همان لحظه استفاده كرده است."
حسن ظهوري، خبرنگار در تهران در گفتگو با بخش فارسي بي بي سي گفته است كه افرادي كه اين كتيبه را تخريب كرده اند، ردي از خود بر جاي نگذاشته اند. او مي گويد كه اهالي خارك، خود دور اين كتيبه حفاظ كشيده بودند.
رسانه هاي ايراني گفته اند كه باستان شناسان اين كتيبه را چنين ترجمه كرده اند: "اين سرزمين خشك و بي آبي بود، شادي و آسايش را آوردم."
چو «فردوسی» آرد به دشت نبرد
همان طبع سرشار دستان نورد
به نام نياكان بلندی دهد
به ايرانيان ارجمندی دهد
ز ايرانيان غير مردانگی
نيارد به دفتر ز فرزانگی
به دستان «بهرام چوبينه» بين
گواهی برين بر چو آيينه بين
به«خسرو»چو شد كار پيكار تنگ
ز ناورد «بهرام» با فر و هنگ
سبك ياری از لشكر «روم» خواست
كه رومی كند كار شاهيش راست
سخن سنج دانا چو اين بنگرد
به راهی خوش آن ننگ را بشكرد1
نمايد بدان
